صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٩
شد به اینکه عذر بخواهد) و دیدید که اتفاق کلمه شما ملت ایران موجب شد که تمام ابرقدرتها عقب زدند و اول که از او حمایتها کردند، هر کدام حرفها زدند (دخالت نظامى مىکنیم، تجزیه مىشود ایران) از این حرفها و شعرهائى که همیشه مىخوانند خواندند و شما دیدید که با اینکه همه ابرقدرتها دنبال سر او بودند و مىخواستند از او حمایت کنند ملزم شد که از ایران بیرون برود و حالا هم بیرون ایران است و مع الاسف فرار کرد از چنگ مسلمین و از چنگ جوانهاى ما و لیکن در آتیه نزدیکى او را به ایران خواهند خواست انشاءالله و او ذخایرى که از ملت ما برده است و در این آخر هم حمل کردند به خارج از ایران، این ذخایر را و این مالهائى که از ایران برد انشاءالله از او گرفته خواهد شد و به سزاى اعمالى که کرده است و ظلمهائى که کرده است انشاءالله مىرسد.
خیانتها و جنایتهاى شاه تنها در ماوراء عالم قابل جبران است
گرچه قبلاً هم عرض کردم که ما قدرت این را، یعنى اصلاً از بشر همچو قدرتى ساقط است که بتواند سزاى اعمال اینطور جنایتکارها را بدهد. آنقدرى که در قدرت انسان است همین مقدار است که اگر مثلاً یکى را کشت، به جاى او یکى را بکشند اما اگر یک کسى یک ملتى را به این وضعى که الان ملاحظه مىکنید کشاند، قتل عامها کرد، حبسهاى طولانى، جوانهاى ما را در حبس برد و به پیرى به ما برگرداند، در بین اینهائى که در حبس بودند و پانزده سال حبس بودند، بعضى وقتها که با من مصافحه مىکردند، آنوقت دست یک پهلوان بود و حالا که مصافحه مىکند دست آدم عادى شده. آن زجرها و ناراحتىهایى که به جوانهاى ما، به روشنفکرما، به علماى ما، به دانشگاهىهاى ما، به بازرگانهاى ما، آن زجرها و تبعیدها و آنقدر زحماتى که به آنها دادند و آنها متحمل شدند، اینها را نمىتوانیم جبران کنیم. یک جان بیشتر ندارد، شما همه تان هم جمع بشوید همان یک جان را از او مىگیرید. این صدها جان از بهترین فرزندان اسلام گرفته است، حالا که ما یک جان از یک نفر آدمى که ارتباطش به اجانب بیشتر از ارتباطش به ملت ماست بگیریم، این مىشود جبران؟ شما فرض بکنید که یک وقت دست شما بیاید، دست و پاى او را ببرید، چشمهایش را بیرون بیاورید، از این کارها بکنید (فرض کنید) باز هم جبران نمىشود. این دلیل بر این است که یک عالم دیگرى است که جبران اینطور چیزها در آنجا مىشود، براى هر کشتنى، کشتن و زنده کردن، کشتن و زنده کردن ممکن است. براى زجرهائى که به جوان ما داده، زجرهاى طولانى و تا ابد ممکن است باشد. نمىشود آقا که یک کسى بیاید و سى وچند سال به این مردم آنجور حکومت جائرانه بکند و مامورینش در همه اطراف بلاد با زن و فرزند و جوان و پیر ما، عالم و غیر عالم ما آنطور رفتار بکنند و ما هم نتوانیم جبران بکنیم (اصلاً اگر دست ما هم برسد نتوانیم جبران بکنیم) نمىشود خداى تبارک و تعالى یک همچو کارى را اجازه بدهد که یک نفر آدم این کارها را بکند و بعد هم جزایش همین باشد که او را بکشند، جزایش همین باشد که مالش را بگیرند. در بین جوانهاى ما اشخاصى بودند که در جوانى رفتند و پانزده سال عمرشان را هدر دادند، او مىتوانست در بیرون اگر از علما هست کتابها بنویسد، هدایتها بکند، اگر