صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٤
ارتشیان جوان،ارتش و مملکت را از دست سران وابسته نجات بدهند
ما مىخواهیم که این ارتش ما یک ارتش مستقلى باشد که یک سرهنگى از امریکا نیاید اینجا ارتشبد را بکوبد. ارتشبد! ما مىخواهیم تو را نجاتت بدهیم، تو اینجور نمىخواهى؟ عقلت نمىرسد، به زور باید نجاتت بدهیم.
جوانهاى ما در نظام حیثیت شان باقى مانده، مثل بعضى از این بزرگهایشان نیست که فطرت را از دست دادند از بس آدم کشتند، از بس ظلم کردند دیگر به صورت سبع درآمدند، جوانها اینجور نیستند. جوانها! به داد مملکت تان برسید، به داد ارتش تان برسید، نگذارید این چهار تا پیرمردى که پول ما را جمع کردند و فرستادند به خارج، اینها باز بگذارند این وضع باقى باشد، این وضع را بزنید به هم.
مصلحت شما در توبه و اعلام استعفاست.
من گفتم که اگر دولت بیاید اینجا، یعنى رئیس دولت به قول خودشان بیاید اینجا، تا استعفایش را قبلاً ننویسد و اعلام نکند، با من ملاقات نمىتواند بکند. این هم که من مىگویم استعفا، نه اینکه این معناى قانونى استعفا را دارد، این نیست، این نخست وزیر نیست، نه اینکه نخست وزیر است و استعفا کند، لکن براى حفظ ظاهرى است که حالا کلمه استعفا را ما هم ذکر مىکنیم، و الا استعفا یعنى چه، اصلاً نخست وزیر که تو نیستى. اعلام بکند من نخست وزیر نیستم. اگر این را کرد و چون مثل بعضى از اینها که بودند که خیلى جنایت شان فوق العاده بود و نمىتوانستم من حتى با استعفا یا با چیز هم قبولشان بکنم، خوب به آن اندازه هنوز نرسیده، اگر عاقل باشد استعفا مىکند و مىآید اینجا توبه مىکند، شود مثل سایر مردم. اگر صفتش را آن هم از دست داده، آن دیگر با خودش است. ما اگر چنانچه بیاید توبه کند، ما مىپذیریم از او و اگر سرسختى کند همین است که بود و پشیمان خواهد شد. من به او الان مىگویم که پشیمان مىشوى، دیدى چطور اربابت پشیمان شد آمد التماس کرد و مردم نپذیرفتند. نرسى به اینجا که التماس کنى و نپذیرند. شرافت... را، آبروى خودت را از دست نده، خراب نکن خودت را...تو خراب خواهى شد.
ما صلاح جامعه را مىخواهیم، ما تبع پیغمبرهائى هستیم که آمدهاند براى اصلاح جامعه، آمدهاند براى اینکه جامعه را به سعادت برسانند، آنهائى که کورند و نمىفهمند، آنها را با زور مىخواهد به سلامتى و سعادت برساند، آنها که بینا هستند مىروند دنبالش. ما به تبع اینها مىخواهیم جامعه خودمان را سعادتمند کنیم، ما از این گرفتارهائى که ایران دارد و جامعه ما دارد متاثریم، متاسفیم. جامعه روحانیت مىخواهد نجات بدهد شما را، شما را با موعظه مىگوید که تبعیت کنید از اسلام و قواعد اسلام. اگر چنانچه پذیرفتید، آنهائى که جنایت تان زیاد نیست، از ما هستید توبه اگر کردید و اگر چنانچه نپذیرفتید، با زور به شما تحمیل مىکنیم که بپذیرید، یعنى حق را بپذیرید، یعنى از جنایت دست بردارید. به زور، به فشار ملت، به فشار فریاد ملت، همانطورى که فریاد ملت این انگل را بیرونش کرد،