صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٧
روزگار ما به اینجا نمىرسید و من هم حالا اینجا ننشسته بودم براى شما صحبت کنم، شما هم حالا اینجا وقتتان را صرف این کارها نمىکردید. اینکه من دست از کار خودم برداشتم (که طلبگى بود) و آمدم اینجا، براى این است که ما یک حکومت صالح نداشتیم و یک قدرت صالحه در کار نبود و مملکت را کشاندند رو به نیستى و تمام چیزهائى که امید به آن مىشد پیدا بکنى اینها تباه کردند. احکام اسلام را تباه کردند، زراعت ما را از بین بردند، بانکها همه خلافکار بودند (اکثراً) وزارتخانهها دست آدمهاى ناصالح اداره مىشد، مجلسها، مجلسهاى قلابى فرمایشى بود، وکیل مردم نبودند اینها.
حمایت و پشتیبانى ابرقدرتها از شاه
ما که آمدیم اینجا براى اینکه فریاد خودمان را (البته از اول نظر به این نبود که من اینجا بیایم لکن اینطور شد، به واسطه کجروى خود دولت اینطور شد و بعد هم فهمیدند که صحیح نبوده کارشان. پس ما چه کنیم) به خارج برسانیم و به آنها بفهمانیم که ما گرفتار چه بودیم و این دولتهایى که حالا هم از شاه طرفدارى دارند مىکنند، اینها چه مردمى هستند، اینها چه اشخاص کج فکرى هستند، چه اشخاصى هستند که اصلاً به فکر اینکه یک جمعیت سى و چند میلیونى زیر دست و پاى اینها دارد از بین مىرود نیستند. الان هم که همه چیزها فرو ریخته است و دیگر براى شاه چیزى نمانده است. همه گذاشتند و رفتند، این را تنها گذاشتند با یک حال وحشتناکى، حالا هم باز دارند تائید مىکنند این ابرقدرتها. بعضى از این ابرقدرتها حالا هم دارند باز تائید مىکنند، مثل اینکه از یک مردهاى تائید کنند. گذشته وقت اینکه دیگر تائید بشود.
انتخابات فرمایشى مجلسین و سرسپردگى شاه به اجانب
تمام قوانینى که در این پنجاه سال گذشته است و تمام مجالسى که در این پنجاه سال تاسیس شده است هیچ یک از اینها مطابق قوانین نبوده. هیچ مجلسى تاکنون ما نداشتیم که موافق قوانین باشد، حتى در اوایل سلطنت رضاخان که یک قدرى قدرتش کم بود، در تهران فقط که مرکز بود یک آزادى به مردم داده بودند، یک آزادى فىالجمله که وکلائى تعیین کند و آن وکلاى تهران بودند که مخالفت مىکردند، مثل مرحوم مدرس و یک عدهاى که تبع ایشان بودند، لکن در شهرستانهاى دیگر وکلا را خودشان تعیین مىکردند و خودشان هم آرا براى مردم درست مىکردند و خودشان آرا را مىریختند در صندوق و هر چه بود دست خودشان، دست فرماندارهائى که در آنجا یا ارتشى که در آنجا بود یا شهربانىهائى که بودند که همه عمال خودشان بودند، آرا را شبها درست مىکردند و پر مىکردند این صندوقها را از آراء آنى را که دلشان مىخواست. یک مجلسى که همه وکلاى آن ملى باشند و در مقدرات مملکت ما بخواهند دخالت کنند و مصالح و مفاسد را تشخیص بدهند ما نداشتیم از اول، منتها من از اول امر را یاد دارم، شماها این دورههاى اخیر را اطلاع دارید، از همین دورههاى اخیر دورههاى سابق را هم بفهمید، همین بود قصه. الان که شما ملاحظه مىکنید