صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٩
است در ایران درست کند، ما نفت را اگر به بیابانها ریختیم، اگر آتش زدیم به آنها نمىدهیم. و اگر مقصود این است که نفت را نمىدهند، غرب به نفت نمىرسد، یعنى اگر بخواهند یک معامله صحیحى، عقلائى، روى انصافى، روى تبادل نظرى بین متعاملین، بگوید نفت را نمىدهم، نخیر دروغ مىگوید. نخیر، ما و ایران هر حکومتى باشد احتیاج دارد به پول براى اینکه اداره مملکت باید بکند و عمده اش پول نفت است. نفت را هر مشترىاى که پیدا بشود که خوب بخرد به او مىدهند، پول مىگیرند. به آمریکا مىدهد به جاى اینکه ایشان پایگاه درست کرده، نه ما پایگاه نمىخواهیم درست کنیم براى آمریکا، ما پول مىگیریم براى اینکه این ملت ضعیف را، این ملت بىچیز را نجات بدهیم از این وضعى که دارد. این زراعتى که از دست داده، این کشاورزى که از دستش رفته است، این صنعت مونتاژى که براى خاطر مصلحت دیگران درست کرده اند. اگر یک حکومت صحیح پیش بیاید نفت را مىفروشد و پول مىگیرد خرج مى کند از براى منافع خود ملت، این فقرا را نجات مىدهد، این اشخاصى که ضعفا هستند، اینهائى که الان به واسطه شکست کشاورزى هجوم آوردند در این سرماهاى زمستان به شهرها و مسکن ندارند، زیر چادرها(نه مثل این چادر که حالا اینجا درست کردید، خیر آن چادرهاى بیچارگى که آنها درست کرده اند) در آن سرماى زمستان زیر چادرها زندگى مىکنند، در یک اتاقهاى گلى که آنهائى که رفتنددانند چه خبر است، درآنجا دارند زندگى مىکنند، هیچ ندارند، آب ندارند، برق ندارند، اسفالت ندارند، در یک گودال هایى هستند که از این گودال ها زنهاى بیچاره باید کوزه را بردارند(از قرارى که نوشتهاند)پلههاى زیادى، حالا یادم نیست که صد تا پله نوشته بودند یا یک خرده کمتر، از اینها باید بیایند بالا و بروند به آن شیرى که وصل کردهاند که آب هست توى خیابان، از آنجا کوزه شان را آب بکنند باز از این پلهها برگردند بروند به آن محلى که دارند. در این سرماى زمستان و این پلههاى لغزنده شما ببینید چه مصیبتى براى این ملت هست. این مصیبتها راخواهند رفع بکنند، مىخواهند مملکت یک مملکتى باشد که هر جورى هست فقرا به حالشان رسیدگى بشود. پس اینکه مىگوید که دیگر نفت در غرب نمىرود، روى یک فرض نادرست است،روى یک فرض دروغ است.
طرح خطر کمونیست و حمله شوروى به ایران از ادعاهاى باطل شاه براى حفظ سلطنتش
مطلب دیگرى که ایشان گفتهاند این است که اگر من بروم بیرق سرخ زده مىشود. این مطلب هم صحیح نیست، این را هم مکرر ما گفته ایم و گفتهاند که یک مطلب صحیحى نیست این مطلب. اگر بنا بود که یک ملتى بود که اگر ایشان مىرفت (حالا ایشان جلویشان را گرفته است که بیرق سرخ بالاى سرشان زده نشود!!) بیرق سرخ بالاى سرشان مىزدند، اگر ملت ما یک همچو ملتى بود چطور در تمام