صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧١
و همه ثروتشان را دشمن مىبردندو مىبرند و همه نیروهاى ما را به باد دارند مىدهند، ایران نهضت کرد و ما هم به تبع ایران، دنباله ایرانىها، ماهم یک چند کلمهاى، چند قدمى مىرویم براى اینکه این ملت را نجات بدهیم.
ما مىخواهیم دولتهائى (را) که حکومت بر ایران مىکنند، نجات بدهیم. ما مىخواهیم ارتش را از این انگل بودن نجات بدهیم. ما از اول که مستشارهاى امریکا آمدند و ارتش ما را در دست گرفتند، با این مخالف بودیم. ما از مصونیت دادن به اتباع امریکا تنفر داشتیم و اظهار تنفر کردیم. ما مىخواهیم این دولتها را مستقل کنیم و راضىشوند. ما مىگوئیم شما خودتان مستقلاً در مملکت خودتان، در مقدرات مملکت خودتان باید دخالت داشته باشید، اینها مىگویند ما مىخواهیم نوکر باشیم، (لفظاً نمىگویند، عملاً اینطور است) ما مىخواهیم ارتش را از این مستشارهاى امریکائى، آقا بالا سرها نجات بدهیم، این گردن کلفتهاى ارتش راضى نمىشوند به این، مىخواهند زیر بار باشند. این همان آن چیزى است که پیغمبر اکرم (ص) فرمود که: با زنجیر ما اینها را داریم مىکشیم به طرف بهشت، طرف سعادت. ما باید این گردن کلفتها را با زنجیر بکشیم طرف سعادت.
ما مىخواهیم شما آقا باشید، شما مىگوئید مىخواهیم نوکر باشیم!! ما مىگوئیم شما باید خودتان کشور خودتان را اداره بکنید، خودتان کشور خودتان را اداره بکنید، منافع مملکت مال خودتان باشد، ذخائر مملکت براى آن بیچاره باشد که در زاغهها نشستهاند، شماها راضى نمىشوید، راضى نمىشوید که خودتان هم آدم بشوید!! ما مىخواهیم شما را آدم کنیم، شما آدم نمىخواهید بشوید!!
نقطه اصلى جنایات را فراموش نکنید
شما با ادعاى از اول ما مبتلاى به ادعاها بودیم، زمانى که محمدرضا خان بود اینجا ادعاها پشت سرهم، رادیو فریاد مىکرد و تلویزیون اعلامیهاش را مىداد و مطبوعات هم دنبالش و هر وقت آدم روزنامه را باز مىکرد، اولش اعلیحضرت آریامهر چه فرمودند، علیا حضرت چه فرمودند، ملکه چه، شهبانو چه فرموده. هر وقت رادیو را باز مىکردید همین حرفها بود، هر کس صحبت مىخواست بکند مىبایست همین حرفها را بزند، خودشان هم دائما از این حرف مىزدند که (مملکت را ما چه وضعى کردیم، ما به تمدن بزرگ مىخواهیم برسانیم، ما چه مىخواهیم بکنیم، ما چه مىخواهیم بکنیم) وقتى ردش کردند و رفت فهمیدیم که هیچ کارى نکرده، هیچ غلطى نکرده. شما دست روى هر یک از مظاهر تمدن بگذارید مىبینید خراب است و این خرابش کرد. یادتان نرود محمدرضا را، همه بدبختىهایش مال این خبیث بود، این را یادتان نرود، ذکرش کنید. اینطور نیست که حالائى که از ایران خارج شده حالا شما بگوئید که دیگر گذشت، او رفت دیگر حرفش را نزنید. خیر، این باید ذکرش زنده بماند تا آنوقتى که خودش و اربابش و دیگران رفتند، آنوقتى که مدفون شدند، دیگر بعد از دفنش ما کارى نداریم.