صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٠
جمعیتى یک حزبى درست کردند و دشمن با احزاب دیگر، یک صحنه مبارزه بین احزاب و این از باب این بوده است که چون خارجىها مىخواستند از اختلاف ملتها، از اختلاف تودههاى مردم استفاده کنند یکى از راههائى که موجب این مىشود که اختلاف پیدا بشود و مردم با هم در یک مسائلى مجتمع نشوند، قضیه احزاب بوده است. حزب درست مىکردند، این حزب، حزب مثلاً دموکرات، این حزب، حزب توده، آن حزب، حزب چه، عدالت، نمىدانم چه (در آنوقتها یک اسماء دیگر داشت، کمکم اسماء هم اروپایى شده) اینها در ممالک خودشان یک چیزى درست مىکنند، صورت است، واقعیت ندارد، به واسطه آن صورت، ممالک دیگر را به دام مىاندازند که آنها وقتى که احزاب درست مىکنند واقعاً با هم دشمن مىشوند، حزب کذا با حزب کذا اینها باهم دشمن هستند و تمام عمر خودشان را صرف مىکنند در دشمنى کردن با هم. وقتى بنا شد که آن اشخاصى که موثر هستند، آن اشخاصى که امید این است که مملکت به واسطه آنها اصلاح بشود، اینها تمام قوایشان را صرف کنند در اینکه خودشان به جان هم بیفتند، دعوا کنند خودشان با هم، تمام نوشتههایشان بر ضد هم، تمام چیز، هر کدام دیگرى را رد کند، هر کدام دیگرى را طرد کند و اینها با بعضى آنها دانسته این کارها را مىکردند و از عمال ابتدایى خارجىها بودند و بعضى آنها هم ملتفت قضیه نبودند که دارند آنها را مىکشند به یک راهى که مخالف با مصالحت کشور خودشان است.
اساساً باب احزاب از اول که پیدا شده است و اینها با هم جنگ و نزاع کردند به نظر مىرسد که با دست دیگران براى اینکه اینها با هم مجتمع نشوند و آنها از اجتماع یک تودهاى مىترسند، از این جهت به واسطه اینکه اینها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، این امر را کردند و خودشان هم یک چیزى، صورتى اینجا درست کردند که اینها ببینند که مثلاً در مجلس انگلستان حزب کارگر داریم و حزب مثلاً کذا، خوب ما هم خوب است داشته باشیم، اما آنها یک جور دیگر فکر مىکنند، اینهائى که از آنها اخذ مىکنند، یک جور دیگرى فکر کنند، اینها وقتى که با هم دو حزب تشکیل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشکیل مىدهند، این دشمن اوست، او هم دشمن اوست و آنها استفادهاش را مىکنند، آنها بازى مىدهند اینها را که: (البته مملکت متمدن باید حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد)، خوب پس ما هم باید احزاب داشته باشیم اما احزابى که ما درست مىکنیم این طورى است که این حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف مىکند در اینکه این او را بکوبد و او را بکوبد.
لزوم حفظ وحدت جناحمختلف خارج از کشور
از اول این طورى زائیده شد احزاب در ایران، به حسب نظر من، حالا هم که به صورتهاى دیگرى در آمده است، حالا هم انسان مىبیند که اینها باز با هم همین طور دشمنى مىکنند و مخالفت مىکنند و این را هم من احتمال این را مىدهم که یک دستى از خارج در کار باشد. همین دیشب دو سه نفر، چند نفرى که از یک جایى آمده بودند، شکایت از این مىکردند که در فلان جا که ما هستیم