صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٤
نیست که کمک کنند به این دولت، مالیاتها کمک است به دولت و جایز نیست که به اینها بدهند، حتى الامکان باید خوددارى کنند از دادن مالیات، از اعانت کردن و هر چیزى که اعانت به این دولت است باید مردم از آن خوددارى بکنند.
تبلیغات سوء اجانب براى حفظ شاه علیه نهضت اسلامى ملت ایران
و ما چون تبلیغات زیاد شده است راجع به امور متفرقه و ما در صحبتهایمان جواب دادهایم لکن باز آنها تبلیغاتشان سر جاى خودش هست و در روزنامهها، چه روزنامههاى اینها، بعضى روزنامههایى که در اینجاها هست و چه تبلیغات دیگرى در اطراف جاهاى دیگر و روزنامههاى خودشان آنهائى که روزنامههاى سازمانى هستند در خود ایران هست، تبلیغاتى هست من جمله راجع به اقلیتهاى مذهبى، اینها تبلیغ کردهاند به اینکه اگر یک حکومت اسلامى پیدا بشود، یهودىها را چه خواهند کرد، نصارى را چه خواهند کرد، زرتشىها را چه خواهند کرد، اینها را خواهند قتل عام کرد و چه. این حرف بسیار غلط است و حکومت اسلامى اگر چنانچه ان شاءالله برپا بشود، ما این یهودىها هم که از ایران رفتند و بازیشان دادند و رفتند به اسرائیل و الان گرفتارند در آنجا به دست این یهودىها و اسرائیلىهائى که از آمریکا آمدهاند یا از دولتهاى دیگر رفتهاند آنجا، این دسته یهودى که اینها آنجا بردند و اینها هم به خیالاتى رفتند آنجا، الان آنطورى که مىگویند بسیار در سختى هستند، ما اگر انشاءالله یک دولت عادلى تاسیس شد، آنها را دعوت مىکنیم، یهودىهایى که مملکتشان ایران بوده است دعوت مىکنیم که به وطن خودشان برگردند و با آنها کمال خوشرفتارى را دولت اسلامى مىکند. اسلام نیامده است که بشر را تحت مضیقه قرار بدهد اسلام یک قوانینى است که تمام اقشار بشر را براى آن احترامات قائل است، البته یک استثناهائى هست که آنهائى که شلوغکارند، آنهایى که خرابکارند، براى آنها هیچ کس یک - عرض بکنم که - تساهلى قائل نیست و اما مثل یهود که اهل ذمه هستند، مثل تمام اهل کتاب، نصارى، زرتشتىها همه اینها در مملکت اسلامى با عرض بکنم که - رفاه و با احترام، آنجا توقف مىکنند و اینکه گفته شده است که اگر یک حکومت اسلامى تاسیس بشود، چه خواهد شد و چه خواهد شد، اینها تبلیغاتى است که براى نگهدارى شاه و براى به هم زدن این نهضت این تبلیغات مىشود و این تبلیغات غلط است. یا مثلاً تبلیغ شده است به اینکه اگر حکومت اسلامى تاسیس بشود دیگر تمام این موسسهها که بوى تجدد از آنها مىآید، اینها همه به کنار باید بروند. حتى در آن اوایل امر یک وقت شاه گفته بود که این روحانیون مىگویند که ما اصلاً سوار طیاره و اتومبیل نمىشویم، ما مىخواهیم سوار الاغ بشویم، مىخواهیم مثل زمان سابق که سوار الاغ مىشدند، ما مىخواهیم سوار الاغ بشویم و حالا هم همین حرفها را با کم و زیادش مىزنند که روحانیون مىخواهند مملکت را برگردانند به عهده کذا. خیر، مساله غلط است، روحانیون مىخواهند مملکت را یک مملکت مستقل، آزاد متمدنى کنند، نه آن تمدنى که در اصطلاح شاه است و نه آن آزادى که در کتاب شاه است و در اصطلاح شاه است که مردم را فوج فوج مىکشند براى اینکه یک صدا مىکنند معذلک