صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٨
نیست در آنجا. آنجا حکومت عدل است، حکومت ملى است،حکومت مستند به قانون الهى و به آراء ملت هست.این طور نیست که با قلدرى آمده باشد که بخواهد حفظ کند خودش را، با آراى ملت مىآید و ملت او را حفظ مىکند و هر روزى هم که برخلاف آراء ملت عمل بکند یا برخلاف قانون، قانونى که موظف است عمل بکند، قهراً ساقط است و ملت ایران هم او را کنارش مىگذارند.
مملکت همیشه محتاج ارتش است
شماها جوانهاى صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را مىپذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهدارى مىکند. گمان نکنید که اگر حکومت اسلامى آمد، دیگر صاحب منصب نمىخواهد. اینها تبلیغاتى است که کنند. حکومت اسلامى هم همه این ابزارى که سایر حکومتها دارند دارد، منهاى دزدى. دزدى را ما مىخواهیم جلویش را بگیریم، دزدها راخواهیم بگیریم.آنهائى که خدمت به وطن مىکنند، ارجمندند پیش همه ما، پیش خدا هم ارجمندند، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد. آنهائى که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند، آنها البته مواخذ خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون تمام شد قضیه، اگر اینجا بیایند، این جوانها هستند که اینجا به حسابشان مىرسند. اگر امریکا بروند، باز هم هستند، انگلستان بروند، باز هم هستند.اینها گمان نکنند که پولها را بردند و خود شاه هم همین طور، خیال این معنا را بکند که حالا ما پولها را مىخوریم حالا هم همینطورى مىمانیم و بعد هم با طیاره سوار مىشویم و فرار مىکنیم مى رویم به آمریکا، هرجا بروید، هستند جوان هاى غیور ایرانى درآنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید.
در هر صورت من از این جوان هائى که در ارتش هستند و من مىدانم که آنها فطرت اسلامى خودشان، فطرت انسانى خودشان را از دست ندادهاند و اینها قلباً با ملت هستند منتها حالا، تحت (به خیال خودشان) فرمان این بزرگترها، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترساندهاند از اینکه اگر یک وقتى حکومت اسلامى پیش بیاید دیگر صاحب منصبى تو کار نیست، خیر، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبى تو کار بودهاست منتها با یک فرم دیگرى بودهاست. صاحب منصب، آن وقت هم مالکاشتر یکى از صاحب منصبهاى بزرگ حضرت امیر بودهاست، محمدبن ابى بکر یکى از صاحب منصبهاى بزرگ حضرت امیر بوده است. همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائى که در ادارات است. آنى که احتیاج به او ندارد، آنهائى هستند که سربار هستند، آنهائى که خواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند، مال ملت را بخورند و نفعى هم نداشته باشند براى ملت، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان براى این که در هر جا بروند، اینها پیدا خواهند شد.