صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٥
اشکال دارند، اشکالشان را بگویند. ما یک امیرى مىخواهیم که وقتى یهودى آمده ادعا کرده، قاضى مىفرستد سراغ امیر که بیا، مىآید مىنشیند در مجلس قضا (همان قاضى که خودش نصب کرده) در مجلس قضاوت مىنشیند، طرح دعوا مىشود و راى برخلاف حضرت امیر سلام الله علیه مىدهد. شما مىتوانید که اینهمه چیزى که از بنیاد پهلوى برده، حکومتها مىتوانند ادعا کنند؟ (حتى حالا) مىتوانند این مردیکه را بیاورند اینجا که آقا بنیاد پهلوى را بیا حسابش پس بده پانزده میلیون دلار فلان، ده میلیون دلار فلان، پنج میلیون دلار فلان، سى میلیون دلار فلان، همه از اجرا و بستگان و پسر و دختر شاه.
ما یک حکومت عادل مىخواهیم، عادل یعنى دزد نباشد لااقل، نمىخواهیم اقتدا به حاکمان بکنیم. (البته باید اینطور باشد) ما مىخواهیم اینطور باشد که این مال ملت را ندزدد، بر ندارد برود.
تبلیغات رژیم شاه علیه روحانیت براى جداسازى مردم از اسلام و قرآن
خوب، شما مطالعه کنید این صورتى که مال یکى دو ماه است (مطالعه هم کردهاید لابد) ببینید بین اینها یک نفر آدم متدین پیدا مىشود؟ این آخوندهاى مفتخور به اصطلاح اینها، توى این قائمهها یک آخوند را پیدا مىکنید؟ یک ملا را پیدا مىکنید؟ اینها تبلیغات است (آخوند مفتخور) تبلیغات است اینها براى اینکه مىخواهند آخوند را زمین بزنند. آن که مىتواند تو دهنى بزند آخوند است. آن که با منبر و محرابش جلوى توپ و تانک ایستد آخوند است. اینها مىخواهند این قوه را از شما بگیرند، اسلام هم که مىخواهند بگیرند، قرآن هم که مىخواهند بگیرند، همه را مى خواهند بگیرند تا شما بشوید یک افراد مخلوع از خدا، خلع سلاح شده، نه خدا داشته باشید و نه امام داشته باشید و نه قرآن داشته باشید و نه موعظهچى داشته باشید و نه منبرى داشته باشید و نه محرابى و نه آخوند، هیچى، پس چه بکنند؟ همین کارهائى که تا حالا کردند، ادامه بدهند همین کارهائى که تا حالا کردند. تبلیغات کردند، زمان آن مرد خدا نشناس، چه تبلیغاتى بر ضد روحانیت کردند که روحانیت را به هیچ جا راه نمىدادند. مردى که گفته بود که من دو طایفه را سوار اتومبیل نمىکنم، قرار با خدا گذاشتم، یکى آخوند، یکى فاحشه. اینطور درست کرده بودند. چرا؟ براى اینکه از آخوند مىترسیدند. یک آخوند توى مجلس بود پدرش را در مىآورد، یک مدرس که در مجلس بود مکرر شکست داد، آخر گرفتند او را کشتند. از اختلافات دست برداشته و در زیر پرچم اسلام بیایید. وحدت کلمه، لله بودن این پیروزى را به شما داده تا حالا. این وحدت کلمه را حفظ کنید، این حزب بازى را کنار بگذارید، این جبهه بازى را کنار بگذارید، این آخوند و دانشگاهى را کنار بگذارید، خدا مىداند ضرر به شما مىزند، ضربه مىزند به شماها. در خارج آدم مىآید مىبیند که جبهههاى مختلف است. کنار بگذارید آقا. اگر چنانچه مسلمانید، مسلمانى اقتضا مىکندکه کنار