صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٤
ملت با شاه مخالف است، نه با ارتش
اما اینطور نیست که ملت ما با ارتش مخالف باشد، با صاحب منصب ها، با درجه دارها، با افسرها، اینها همه برادرهاى ما هستند، ما مخالف با اینها نیستیم، ما با خونخوارىها مخالفیم، قواى انتظامى باید باشد و ما آنها را با آغوش باز، برادرانه آنها را مىبوسیم. ارتش خیال نکند که اگر اعلیحضرت نباشد، ارتش هم نباشد، ایران هم نیست. نه این حرفها نیست در کار. شما دیدید که اعلیحضرت الان پوسیده است و ایران هم سرجاى خودش هست شما هم سرجاى خودتان هستید، این چهار تا آدم دزد هم که حالا به شما دارند حکومت مىکنند، این چهار تا دزد هم بعد از چند روز دیگر پولها را برمى دارند و فرار مىکنند. اگر ملت بگذارد و بیعرضگى بکند، فرار مىکنند. شما سرجاى خودتان هستید، ملت شما را مىخواهد، شما هم ملت را مىخواهید، شما ارتش شاه نیستید، شما ارتش ملت هستید. این دروغ است که مىگویند ارتش شاه، شاه چکاره است که ارتش بخواهد، ملت است که ارتش مىخواهد، شاه هم باید از ملت باشد لکن احمقى مىکند و خودش را از ملت جدا کرد.
ایستادگى ملت در برابر تمام قواى پشتیبان دولت
اگر اینها پیوسته بودند به ملت این بساط پیش نمىآمد، نه من اینجا بودم حالا نه این آقایان. اینها خودشان را از ملت جدا کردند، خیال کردند که مىتوانند تا آخر ملت را سرکوب کنند، خودشان را از ملت جدا کردند، افتادند به این وضعى که ملاحظه مى کنید. تمام قواى عالم جمع شد پشتوانه این، پشت سرش ایستاد، چون ملت نمىخواست، نشد. همه قوا جمع شدند، از آن طرف شمال تا آن طرف جنوب، از آن طرف شرق تا آن طرف غرب، همه قدرت جمع شدند گفتند باید باشد، ملت مىگوید نه، وقتى دیدند که ملت مىگوید نه، آنها هم فهمیدند که باید بگویند نه، گفتند نه. حالا راجع به شاه مىگویند نه. قدم دوم را برداشتند که این دولت آره، این بله، این باشد، این کارى مىکند که میانه رو است، چه است. ملت مىگویند نه، تمام قدرتهاى عالم جمع بشوند دنبال این، وقتى ملت گفت نه، نمىشود. وزرا را مىگویند راه ندادند توى وزارتخانه. خود ملت، خود دستگاه، خود دستگاه مخالف است، نه اینکه بازارى تنها مخالف است، نه اینکه دانشگاهى تنها مخالف است، نه اینکه دهقان و کشاورز تنها مخالف است، ادارات دولتى هم خون دل دیدند. آنها بیشتر اطلاع دارند که چه کثافت کارىهایى شده است، آنها هم مىگویند وزرا را راه ندادند، عذر خواستند، گفتند شما وزیر نیستید، ما قبولتان نداریم. یک دولتى که وزراء آن را راه نمىدهند، مىتواند وزرات بکند؟ خیالات است اینها، اگر این مجلس (مجلس که نیست) یا اگر این آدمهایى که اینجا مسوول درست کردهاند و نشاندند آنجا به عنوان وکیل، اگر اینها عاقل باشند، این وقتى که آمد توى کار مىگوید بابا مردم دارند توى وزارتخانه، تو را راه نمىدهند، تو آمدى مىگوئى من وزیرم؟! من اصلاحات مىخواهم بکنم؟! کجا را مىخواهى اصلاح کنى؟ آنها راهت نمىدهند توى وزارتخانه. شما وزرا را راه نمىدهند، کجا مىخواهى وزارت کنى و حکومت کنى؟ آمریکا فهمیده است این مطلب را که نظامى فایده ندارد، با ملت، نظامى نمىتواند،