صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٧
مىکنند قیام کند و خود و جامعه خود را آزاد سازد تا همگى تسلیم و بنده خدا باشند و از این جهت است که مقررات اجتماعى ما علیه قدرتهاى استبدادى و استعمارى آغاز مىشود و نیز از همین اصل اعتقادى توحید ما الهام مىگیریم که همه انسانها در پیشگاه خداوند یکسانند، او خالق همه است و همه مخلوق و بنده او هستند، اصل برابرى انسانها و اینکه تنها امتیاز فردى نسبت به فرد دیگر بر معیار و قاعده تقوا و پاکى از انحراف و خطاست. بنابراین با هر چیزى که برابرى را در جامعه بر هم مىزند و امتیازات پوچ و بىمحتوائى را در جامعه حاکم مىسازد باید مبارزه کرد. البته این آغاز مساله است میان یک ناحیه محدود از یک اصل و اصول اعتقادى که براى توضیح و اثبات هر یک از بحثهاى اسلامى دانشمندان در طول تاریخ اسلام کتابها و رسالههاى مفصلى نوشتهاند.
سؤال: مىخواهم که توانائى آن را بیابم تا این تناقض مشهود بین نقش شما به عنوان یک رهبر مذهبى و نقشى را که به عنوان محور مخالفین به عهده دارید توجیه کنم. رژیم شاه چگونه منجر به تبعید شما گردیده؟ و دولتهاى این رژیم چه کرده که شما را به مخالفت وا داشته است؟ من شما را به عنوان صخره مىبینم که مستحکم در میان حوادث کوبنده ایستادهاید. پایگاهى هستید در میان حوادث گذرا و از این رو من فکر نمىکنم که صحیح باشد که شما را به عنوان یک شخصیت انقلابى توصیف کنم. اهمیت شخص شما در حوادثى که مىگذرد چه اندازه است؟ و فکر مىکنید چه اندازه نفوذ شخصى بر این حوادث داشته باشید؟
جواب: اگر شما بتوانید مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامى ما درک و دریافت کنید، به روشنى خواهید دید که هیچ گونه تناقضى بین رهبرى مذهبى و سیاسى نیست، بلکه همچنان که مبارزه سیاسى بخشى از وظایف و واجبات دینى و مذهبى است، رهبرى و هدایت کردن مبارزات سیاسى گوشهاى از وظایف و مسئوولیتهاى یک رهبر دینى است. کافى است شما به زندگى پیامبر بزرگ اسلام (ص) و نیز زندگى امام على علیه السلام نگاه کنید که هم یک رهبر مذهبى ماست و هم یک رهبر سیاسى و این مساله در فرهنگ شیعه از مسائل بسیار روشن است و هر مسلمان شیعى وظیفه یک رهبر مذهبى و دینى مىداند که در سرنوشت سیاسى و اجتماعى جامعه مستقیماً دخالت کند و هدایت و نقش تعیین کننده خود را انجام دهد. مفهوم مذهب و رهبر مذهبى در فرهنگ اسلامى بسیار تفاوت دارد از مفهوم آن در فرهنگ شما که مذهب صرفاً یک رابطه شخصى و معنوى است بین انسان و خدا. از این رو مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهاى حاکم در جامعه بوده است و خود داراى سیستم و نظام خاص اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى است که براى تمامى ابعاد و شؤون زندگى فردى و اجتماعى قوانین خاصى وضع دارد و جز آن را براى سعادت جامعه نمىپذیرد. مذهب اسلام همزمان با