صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٥
درک کرده بودند آنوقت مىدیدى چطور مىشد، حالا که ادارک نکردهاند و نکردیم، اینطور با شما مخالفیم. اگر ما باطن ذات شما را ادارک بکنیم، هر انسانى اگر ادارک بکند باطن ذات تو را، با تو مخالفت خواهد کرد.
این حکومت تا سلطنت هست باطل است
حالا هم که راه افتاده است بیرون، از قرارى که گفته مىشود چند تا (به اصطلاح آن آقائى که مىگفت) قصاب را گذاشته که مردم را بکشد، خودش مىخواهد فرار کند برود کنار و یک عدهاى را گمارده به اینکه باز قتل عام کنند مردم را، باز این گرفتارى را ما داریم. ما کراراً گفتیم این حکومت تا سلطنت هست حکومت باطل است براى اینکه مردم راى دادند به اینکه سلطنت، سلطنت غیر قانونى است. مردم گفتند نمىخواهیم سلطنت را، همه مردم گفتند.اگر مىگویند همه نگفتند، یکى را پیدا کنند، غیر آنهائى که در دستگاه خودش هستند و پول مىگیرند، بروند بازار، دور بازار بگردند بگویند آقا شما کدام یکىتان این رژیم را مىخواهد. اگر یکى را پیدا کردى، همه بازارهاى ایران به اختیار شما، همه دهقانها به اختیار شما. هر چه رفتید به دهقانها گفتید این آخوندها اگر بیایند روى کار شما دیگر کارتان زار است، از شما گوش نکردند براى اینکه آخوندها کار اینها را زار نمىخواهند بکنند، آخوندها مىخواهند اینها را از این نکبت بیرون بیاورند، از اینکه گول خوردند بیچارهها، از این نکبت بیرون بیاورند ومن کراراً گفتهام این معنا را که اگر چنانچه اختیار دست ما بیاید اینطور نیست که ما اینهائى که ده تا ده، صد تا ده داشتهاند دههایشان را برگردانیم. اینها حساب دارند، اینها سالهاى طولانى حساب باید پس بدهند. اینها مىآیند به کشاورزها، دهقانها به اصطلاح خودشان مىروند تبلیغات مىکنند که (اگر چنانچه چه بشود، چه بشود.) اینها شما را شناختهاند، تا حالا چه کردید، براى آنها؟ تا حالا اینها را به بدبختى انداختید. چرا آمدند اطراف تهران توى این زاغهها زندگى مىکنند؟ ما مىخواهیم اینها را دستشان را از این زاغهها بگیریم بیرون بیاوریم، ما مىخواهیم این انگلى که ایران دارد که انگل غیر است، بسته به غیر است، از این بستگى بیرونش بیاوریم. ما حرفمان ابهامى ندارد.
حکومت اسلامى با مفسدین و غارتگران ارتش مخالف است، نه با صاحب منصبان محترم آن
تبلیغات حالا هم مىکنند که اگر یک حکومت اسلامى پیش بیاید چه خواهد شد، اگر پیش بیاید چه خواهد شد. یا پیش نظامىها مىروند تبلیغ مىکنند که (همه نظام را به هم مىزنند) ما نظام لازم داریم، چطور همه نظام را به هم مىزنند؟! چطور ارتش را به هم مىزنند؟! ما چند دزدش را کنار مىگذاریم باقىاش را قبول داریم، صاحب منصبها این را بدانند، ما صاحب منصب پاک را قبول داریم، نجسها بروند، آنهائى که مال ملت را خوردهاند، آنهائى که در بانکهاى خارجى مال ملت را انباشتهاند، اینها بروند سراغ کارشان، بروند یعنى گم شوند، نه اینکه بروند یعنى بردارند و بروند، باید