صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥١
ایستادهام و تعهد مىکنم. ملتى که با شما موافق است معلوم مىشود که شما کارهایت به قدرى خوب بوده است که همه ملت با شما موافقند، این دیگر تعهد نمىخواهد، شما تعهدات را عمل کردى، کار خوب کردى براى مردم. این که مىگوید که من تعهد مىکنم، من اشتباهاتى کرده بودم و این اشتباهات را دیگر نمىکنم، من این اشتباهات را دیگر تکرار نمىکنم. اگر ملت همراه تو هست و یک عده معدودى مخالف هستند، خوب بیا بگو که اى ملت! بیائید این عده معدودى که آمدهاند با من دارند مخالفت مىکنند خودتان از بین ببرید. اگر ملت با شما موافق بودند، خوب همین کافى بود که شما پشت رادیو بگوئید که (اى ملت ایران! که با من موافقید اى ملت ایران! که من به شما خدمت کردم و من به شما عرض مىکنم که نفع رساندم، شما را مىخواهم برسانم به مرتبه تمدن و به دروازه تمدن، این عده معدودى که آمدند، اینها از اشرار هستند شما بیائید اینها را از بین ببرید.) اگر شما یک همچو چیزى بودید، خوب ملت قیام مىکرد و این عده معدودى که شما مىگوئید از بین مىبرد. خوب، حالا ما سؤال مىکنیم که این بازارهائى که در ایران بسته شده، براى چى بسته شده؟ از ایشان سؤال مىکنیم، براى اینکه مبادا شما از بین بروید بسته شده؟! براى این است که مخالفت کنند با مخالفین شما؟ از این جهت بسته شده است؟ این تظاهراتى که مردم مىکنند و مىگویند مرگ بر شاه، مرادشان این است که مرگ بر مثلاً یک کس دیگرى مرادشان از شاه شما نیستید؟! این هیاهوئى که در ایران راه افتاده، الان اعتصاب سرتاسر ایران است، این سرتاسر ایران که اعتصاب است، بسیارش هم از دستگاههاى خود دولت است و اعتصاب کردهاند، اینها با شما موافقند و چون موافقند اعتصاب کردهاند؟! چون با دولت شما موافقند اعتصاب کردهاند؟! صحیح است این حرف شما که عده معدودى هستند؟! خوب، سابقاً هم مىگفت که یک عدهاى هستند که از آن طرف مرز آمدهاند، با شناسنامههاى جعلى از آن طرف مرز آمدهاند در ایران و اینطور شلوغىها را مىکنند. این معنایش این است که تمام این بازار ایران، بازارهاى ایران اشخاصى هستند که از آن طرف مرز آمدهاند و عده معدودى هم هستند. تمام ایران الان قیام کرده است بر ضد تو، باز هم مىگویى که عده معدودى هستند؟! حالا هم که پایت را برداشتهاى که یک قدرى بروى جلوتر مىگویى که عدهى معدودى هستند اینها؟! همان حرفهاى اول را مىزنى؟! این حرف ایشان هم که تمام.
دنیا حجابى براى ملکات انسان است
اما اینکه مىگوید که این عده من را درک نکردهاند، این از یک جهت صحیح است و از یک جهاتى هم نه.
اما از این جهت که صحیح است این است که بشر تا در این دنیاست نمىتواند انسان ملکاتش را درک کند براى اینکه ملکات ظاهر نیست الا بعضى از آن. ماها تا در این دنیا هستیم همه صورتها صورت انسانى و کارها هم یک کارهائى است که متعارف است لکن وقتى که این ورق برگشت و آن صفحه باطن انسانى ظاهر شد (یوم تبلى السرائر) آن سرائر آدم، آن ملکاتى که انسان دارد، در یک