صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٢
مىکند نه یک آدم فاسدى را و قهراً اشتباه در سى میلیون جمعیت نخواهد شد. ما هم تبلیغات خودمان را در وقت انتخابات مىکنیم، ما هم کاندیداى خودمان را مىگوئیم در باب رئیس جمهور، مىگردیم پیدا مىکنیم، مراجعه مىکنیم به همه جا، پیدا مىکنیم یک نفرى که صالح است براى این کار، یعنى دزد نیست، نمىخواهد جیب خودش را پر بکند، امتحان داده در کارهائى که کرده است، شناخت داریم نسبت به او، او را معرفى مىکنیم که آقا این، ولو از طایفه حمالها باشد، صحیح باشد، البته مطلع هم باید باشد ولو از طبقه سوم باشد. دنبال اشراف نمىرویم که اشراف را تعیین کنیم، دنبال آدم صالح مىرویم. این آدم صالح وقتى که در راس واقع شد، این آدم صالح، دولت صالح پیش مىآورد، دولت غلط نمىآورد پیش، دولت فاسد نمىآورد. انتخابات مجلسین هم آزاد، دست مردم و خود مردم نظارت مىکنند در آن. یک مجلسى ملى که نه مربوط به سفارت شوروى باشد، نه مربوط به سفارت انگلیس باشد، نه مربوط به سفارت آمریکا باشد، نه براى منافع او سینه بزند، نه براى منافع او. یک همچو مجلسى را بوجود آوریم انشاءالله و بعدش که یک چنین مجلسى بوجود آمد قهراً هم اگر یک مطلبى بخواهد در آن، در یک همچو مجلسى مثلاً دویست نفرى بگذرد، دویست تا آدم صالح که براى مملکت ما دلسوز است، دزد نیست، نمىخواهد جیبش را پر بکند، نمىخواهد عنوان پیدا بکند، خواهد که خدمت بکند به این مردم، اگر چنانچه یک همچو مجلسى براى ما پیدا شد، مصالح مملکت را در نظر مىگیرد، اگر یک چیزى آوردند بگذرد، یک قراردادى ما بین یک دولتى با دولت ما آوردند بگذرد، مىبرند آن را آنجا نگاه مىکند اول خود دولت صالح نظر مىکند اگر چنانچه فاسد باشد ردش مىکند بعد اگر چنانچه او ندانست، نتوانست بفهمد و آورد در مجلس، در مجلس نظر مىکنند و مصلحت و مفسده ملت را مىخواهند بجا بیاورند درست مىکنند. این مصالح مملکت ما یا صددرصد یا نود درصد حاصل خواهد شد. ما یک همچو چیزى مىخواهیم، یک چیز دورى - از چیز نیست.
قانون اساسى ما هم قانونى است که خدا به ما گفته است قانون اساسى است. در همین قانون اساسى فعلى هم که هست متمم قانون اساسى مىگوید هر قانونى که برخلاف قوانین شرعیه باشد قانون نیست. ما هم همین را مى خواهیم درستش کنیم منتها عمل نشده، ما مىخواهیم عمل کنیم. یک مملکتى درست مىکنیم که صلحا در آن مملکت، (باشند) افلاطون مىگوید که کسى که باید دولتها را اداره کند فیلسوفها باید باشند. فیلسوف به نظر ایشان، فیلسوف هم البته لابد صالح. ما مىگوئیم اشخاص صالح همان است. ما مىگوئیم کسى که مىخواهد یک مملکتى را اداره بکند، کسى که ما مىخواهیم مقدراتمان را دستش بدهیم باید آدمى باشد که مردم انتخاب کنند و با انتخاب مردم پیش بیاید. قهراً وقتى با انتخاب مردم پیش آمد صالح است دنبال او هم همین طورى که الان ملاحظه مىکنید که یک بز کچل یک ملت را کچل کرده، همین طور یک آدم صالح، یک انسان، یک مملکت را به سلامت کشد. دانشگاهمان دانشگاه صحیح مىشود، نه دانشگاهى که بعد از پنجاه سال بعد از چند سال حالا مىخواهد یک فرض کنید که مىخواهد یک لوزهاى را عمل بکند باید از خارج بیاورد یک کسى را عمل کند. آقا این ننگ است براى ما که پنجاه سال یا کمتر دانشگاه داریم و این دانشگاه تا حالا