صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢١
نکردند، در مجلس اشخاص صالح مىروند. وقتى اشخاص صالح در یک مجلسى رفتند، دولت صالح بپا شد، رئیس جمهور صالح شد، این مخالف مصلحت مملکت عمل نخواهد کرد. از آنجا باید شروع کرد، از آن بالا باید شروع کرد. اختیار مملکت را به دست یک نفر آدمى که براى مملکت خدمت مىخواهد بکند، نه براى جیب خودش خدمت کند، مىدهند. اینها براى جیبشان خدمت کردند. شما ملاحظه کردید این لیستى را که بانک ملى، بانکها چیز کردند (این همه آن نیست، این یک قدرى از آن است، خیلى از آن را هم اینها اطلاع ندارند.) ظاهراً قلمى که مربوط به خود ایشان باشد سه بیلیارد است، سه بیلیارد و هفتصد نمىدانم میلیون چقدر، دلار. این آنهایى است که تازه بردند، آنهایى که قدیم برده بودند نمىدانم چقدر هست، من و شما نمىتوانیم تا آخر هم مطلع بشویم. اگر یک نفر آدم صالح را ما دنبالش رفتیم، هى مىگویند که خوب، چه مىخواهید بکنید، ما مىخواهیم این کار را بکنیم. این کارى است که ما مىخواهیم بکنیم. ما مىخواهیم که اختیار تعیین رئیس جمهور دست مملکت، خود اجزاء مملکت باشد. نتیجه چه مىشود؟ که اهالى یک مملکتى با خودشان دشمن نیستند، اجانب هم نمىتوانند تمام اهالى مملکت را تحت چیز قرار بدهند، اجانب این کار را مىکنند که یک شاه دزد بالاى سر اینها مىگذارند، آن هم یک دولت فاسد بالاى سر اینها مىگذارد، مجلس را هم یک مجلس فاسد درست مىکنند، ادارات هم آنهائى که باید اینها درست بکنند، اشخاص فاسد هستند، (البته ادارات مردم بسیار صالح زیاد است در ادارات، بعضى از آنها هستند که جیبها را پر کردند) وقتى اینطور شد فاسد مىشود. ما مىگوئیم نه.
تعیین سرنوشت مملکت و حفظ منافع ملت با نظارت و شرکت آنان در انتخابات
برنامه ما این است که رجوع کنیم به آراء عمومى، به آراء مردم، قواى انتظامى را کنار بگذاریم، خود مردم را، محول کنیم تنظیم انتخابات را به دست خود جوانهاى مردم، در هر شهرى جوانها خودشان، که قواى انتظامى، شهربانى، شهردارى، همه کنار بروند، آن کسى که دخالت خواهد بکند براى حفظ صندوق آرا و امثال ذلک، خود ملت باشد. در هر شهرى به حسب اقتضاى آن شهر عدهاى را معتمدین آن شهر، مطلعین و دلسوزهاى براى مملکت عدهاى را تعیین کنند که نظارت کنند در این، حفاظت کنند این صندوقها و نظارت کنند آرا را. مردم یکى را تعیین کنند براى این که رئیس جمهور باشد ما هم رایمان را علناً به مردم اظهار مىکنیم که آقا آن که من مىخواهم این است، شما میل دارید به این راى بدهید، میل ندارید، خودتان آزادید. قهراً مردم وقتى آزاد هستند، یک نفر صالح را انتخاب مىکنند و آراء عمومى نمىشود خطا بکند. یک وقت یکى مىخواهد یک کارى بکند اشتباه کند، یک وقت یک مملکت سى میلیونى نمىشود اشتباه بکند. کسى بگوید خوب لعل یک آدم غلطى را گذاشتند، اگر غلطى را گذاشتند، قدم اول را که برداشت همین ملت عزلش مىکنند، تمام شد ما مىگوئیم که باید رئیس یک مملکتى را خود ما، خود جمعیت، خود ملت تعیین کند. قهراً وقتى که یک ملتى مىخواهد یک کسى را براى سرنوشت مملکت خودش تعیین کند، این یک آدم صحیح را تعیین