پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
به دنیا میآیند ، بچه ها میبینند پدر و مادرها چنین میکنند ، همان کار پدر و مادرها را تعقیب میکنند ، نسل به نسل که میگذرد و سابقه تاریخی پیدا میکند ، جزء سنن و مأثر ملی میشود ، جزء ترادسیونها میشود ، جزء غرور و افتخارات ملی میشود ، دیگر نمی شود آنرا از افراد بشر گرفت درست مثل گچی که در ابتدا که با آب مخلوط میشود یک ماده شلی است ، آنرا به هر شکلی که بخواهید در میآورید ، ولی وقتی که بالاخره به یک شکلی درآمد ، تدریجا خشک میشود و هر چه خشکتر میگردد ، سفتتر میشود بعد به یک حالتی میرسد که با کلنگ هم نمی شود آنرا خرد کرد . آیا با اینها باید مبارزه کرد یا نباید مبارزه کرد ؟ یعنی آیا آزادی فکر که می گوئیم بشر فکرش باید آزاد باشد شامل عقیده به این معنا میشود ؟ مغالطه ای که در دنیای امروز وجود دارد در همین جاست از یک طرف میگویند فکر و عقل بشر باید آزاد باشد ، و از طرف دیگر میگویند عقیده هم باید آزاد باشد ، بت پرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد ، گاو پرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد ، اژدها پرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد هر کسی هر چه را که میپرستد ، هر چیزی را به عنوان عقیده برای خودش انتخاب کرده باید آزاد باشد و حال آنکه اینگونه عقائد ضد آزادی فکر است ، همین عقائد است که دست و پای فکر را میبندد آنوقت میآیند تعریف میکنند که بله انگلستان یک کشور صد در صد آزادی است ، تمام ملل در آنجا آزادی دارند ، بت پرست بخواهد بت پرستی کند ، دولت به او آزادی میدهد ، گاو پرست هم بخواهد گاو پرستی کند چون آنجا مرکز آزادی است ، به او آزادی میدهند حتی وسیله برایش فراهم میکنند ،