پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
آزادی ، از راه فساد اخلاق ، بی حسی ایجاد میکردند انسان اگر عالم و آگاه هم بشود ، وقتی که خلقش ، روحیه اش فاسد شد ، نه تنها آن آگاهی به سود خودش و به سود جامعه اش نیست بلکه همان آگاهی بیشتر به زیان جامعه اش تمام میگردد میشود : ( چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا ) تا روزی که دزد نبود چراغ نداشت ، از روزی که چراغ پیدا کرد ، دزدش کردند که از آن چراغ به نفع دزدی استفاده کند این یک برنامه ای بود که اشخاص آگاه متوجه آن بودند . در حدود هفده سال پیش شاید چند ماهی قبل از انقلاب پانزده خرداد ، در آبادان می خواستند یک سینما بسازند در کنار مسجد بعد از فوت مرحوم آیه الله بروجردی بود در زمان حیات ایشان نمی توانستند این کار را بکنند هنوز هم مراجع بعدی قوت و قدرتی پیدا نکرده بودند از این خلا فورا میخواستند اینجور استفاده ها ببرند علمای خوزستان داد و فریاد کردند که حالا سینما میخواهید بسازید چرا کنار مسجد ؟ ! آمدند قم و تهران و علما هم شروع کردند به اقدام کردن به انواع مختلف اقدامها : تلگرافها ، اعتراضها ، انتقادها یکی از روحانیون که مأمور شده بود برود با یکی از مقامات در این زمینه صحبت بکند که آقا آخر این چه مرضی است که شما دارید ، خود او برای من نقل کرد که من به آن مقام گفتم آقا ! من فعلا راجع به سینما حرفی ندارم من نمی خواهم به شما بگویم سینما نداشته باشید چون گوش نمی کنید این کارهای شما از نظر خودتان حساب شده است چه منطقی در اینجا دارید ؟ ( گفت خیلی صریح و رک با او حرف زدم ) گفتم ممکن است بگوئید که ما میخواهیم از این راه تمدن را توسعه بدهیم ممکن است بگوئید که ما میخواهیم