پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨

در این زمینه نمونه زیاد است از زمان حضرت امیر شروع می‌کنم ما در تاریخ اینطور می‌خوانیم که امیرالمؤمنین علی ( ع ) در زمان خلافتشان مکرر این جمله را می فرمود که تا من زنده هستم هر سؤالی دارید از من بپرسید که‌ اگر بمیرم و در میان شما نباشم دیگر کسی را پیدا نخواهید کرد که اینگونه‌ از شما بخواهد که از او سؤال کنید : « سلونی قبل ان تفقدونی » نوشته اند یک مرتبه شخصی از پای منبر بلند شد و با یک تجاسرو بیان جسارت آمیزی‌ گفت : « ایها المدعی ما لا یعلم و المقلد ما لا یفهم انا السائل فاجب » . ای مدعی ( العیاذ بالله ) جاهل و ای کسی که نفهمیده حرف می‌زنی ! من سؤال‌ می‌کنم تو جواب بده وقتی به قیافه اش نگاه کردند دیدند اتفاقا به مسلمین‌ هم نمی خورد فقط قیافه اش را توضیح داده اند که آدم لاغر اندامی بود و موی مجعد و درازی داشت ، کتابی را هم به گردنش آویخته بود کانه من‌ مهوده العرب یعنی قیافه اش شبیه بود به عربهایی که یهودی شدند تا اینگونه جسارت کرد اصحاب امیرالمؤمنین با ناراحتی بپاخاستند و خواستند اذیتش کنند ، این کسیت که جسارت می‌کند ؟ ! علی ( ع ) جمله ای دارد ، فرمود بنشینید « ان الطیش لا یقوم به حجج الله و لا تظهر به براهین الله » . فرمود این شخص سؤال دارد ، از من جواب می‌خواهد شما خشم گرفتید ، می‌خواهید خشونت به خرج بدهید ، غضب کردید ، عصبانیت به خرج می‌دهید ، با عصبانیت نمی شود دین خدا را قائم و راست کرد ، با عصبانیت برهان‌ خدا ظاهر نمی شود بنشینید سرجایتان بعد رو کرد به آن مرد و فرمود : « اسئل بکل لسانک و ما فی جوانحک » فرمود بپرس با تمام زبانت یعنی هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو هر چه در درون دل داری بگو همین یک جمله کافی‌ بود که این آدم را از ابتدا نرم کند شروع کرد به سؤال