پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
دوستدار و عاشق وی کرد ؟ چنین چیزی محال است اگر تمام قدرتهای جهان جمع شوند و بخواهند یک فرد را که فرد دیگر را دوست ندارد ، به زور دوستدار او بکنند ، امکان ندارد ، زیرا این قلمرو ، قلمرو زور نیست بر عکس ، اگر کسی کسی را دوست دارد باز با زور نمی توان آن دوستی را از دل او بیرون آورد . یکی از چیزهایی که خودش طبعا زور بردار نیست و چون زور بردار نیست موضوع اجبار در آن منتفی است ایمان است آنچه که اسلام از مردم میخواهد ایمان است نه تمکین مطلق اعم از آنکه ایمان داشته باشند یا ایمان نداشته باشند ، آن به درد نمی خورد ، نمی تواند پایدار بماند ، تا زور هست باقی است ، زور که رفت آن هم منتفی میشود به انتفاء علت خودش قرآن کریم همیشه دم از ایمان میزند و حتی در موردی که عده ای از اعراب بادیه نشین آمدند ادعا کردند که ما هم ایمان آوردیم ، [ خطاب به پیامبر ( ص ) ] میفرماید به اینها بگو شما نگوئید ما ایمان آوردیم ، « قالت الاعراب امنا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم »شما همینقدر میتوانید بگوئید ما اسلام آوردیم یعنی یک اسلام ظاهری ، اما نمی توانید بگوئید ما ایمان آوردیم پیغمبر از مردم ایمان میخواهد اسلام فقط اثرش اینست که همینقدر که کسی اظهار اسلام بکند ، شهادتین را بگوید ، مسلمین از جنبه اجتماعی میتوانند او را در زمره خودشان حساب کنند و از نظر حقوق اجتماعی مساوی خودشان بدانند یعنی اگر مرد است میتوانند به او زن بدهند ، اگر زن است در شرائطی میتوانند با او ازدواج بکنند و همچنین سایر احکام حقوقی ای که افراد مسلمان نسبت به یکدیگر دارند اما آیا اسلام فقط آمده است که یک اجتماع اسلامی که از