پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
همین جهت کسی حق ندارد تعلیمات را اجباری کند چون تعلیمات اجباری ضد آزادی بشر است ؟ برعکس ، همین اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده بیست و شش تعلیمات در حدود ابتدایی را اجباری میداند یعنی حق آزادی را از بشر در این قضیه سلب می کند چرا ؟ میگوید برای اینکه راه سعادت بشر است غلط کرده آنکه میگوید من می خواهم جهالت را انتخاب بکنم ، من نمی خواهم با سواد شوم ، او نمی فهمد به زور باید با سوادش کرد ، به زور باید به او خدمت کرد . اما در باب دین و مذهب این حرف را نمی زنند برای اینکه چنین فرض کرده اند که بهداشت یا فرهنگ یک واقعیتی است و سعادت بشر در این واقعیت است اما دین یک سلیقه فردی و شخصی است ، یک احتیاج درونی است مثل یک عطشی است که انسان پیدا میکند که باید به یک وسیله ای تسکین پیدا کند به قول آنها انسان نیاز پیدا میکند به پرستش ، یک وقت در خودش احساس میکند که باید پرستش کند این نیاز خودش را با یک پرستشی باید رفع کند ، هر چه را پرستش بکند فرق نمی کند ، یک تقدیس و پرستشی باید بکند ، هر چه شد اینجاست که میگویند عقیده محترم است و فرقی میان عقیده و تفکر نمی گذارند بنابراین در اینجا دو ایراد وارد است یکی اینکه دین را نباید به عنوان یک مسئله سلیقه ای وجدانی شخصی از قبیل انتخاب رنگ لباس در نظر گرفت ثانیا انتخاب دین با انتخاب رنگ لباس فرق میکند یعنی اگر بشر یک عقیده ضد عقل انتخاب بکند ، آن عقیده دیگر به عقل و فکرش مجال فعالیت و پیشرفت نمی دهد . بنابراین خلاصه عرایض امشب ما این شد که در اسلام