پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩

آزادی تفکر هست و آزادی عقیده ای که بر مبنای تفکر درست شده باشد هست‌ اما آزادی عقیده ای که مبنایش فکر نیست هرگز در اسلام وجود ندارد آن‌ آزادی معنایش آزادی بردگی است ، آزادی اسارت است ، آزادی زنجیر در دست و پا قرار دادن است بنابراین حق با انبیاء بوده است نه باروشی که‌ دنیای امروز می‌پسندد حق با انبیاء بوده است که اینگونه زنجیرها را از دست و پای بشر می‌گرفتند ، پاره می کردند و در نتیجه می‌توانستند بشر را وادار به تفکر بکنند ما می‌بینیم که اسلام از یک طرف با بت پرستیها به‌ آن شدت مبارزه می‌کند ، و از طرف دیگر به همان بت پرست می‌گوید اگر می‌خواهی خدا را بپذیری ، در حالی که بت را پذیرفته ای قبول ندارم باید خدا را با عقل آزاد بپذیری ، « و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم‌ افلا تبصرون ». خدا را می‌خواهی بپذیری ؟ همین جوری قبول نیست ، برو روی‌ زمین مطالعه کن ، روی مخلوقات زمین مطالعه کن ، در گیاهها مطالعه کن ، در خلقت حیوانات مطالعه کن ، در خلقت خودت مطالعه کن ، در بدن و روحت مطالعه کن ، در آسمانها مطالعه کن اینقدر می‌گوید راجع به توحید مطالعه کن که انسان باید عالم بشود ، خود بخود یک علمی به دست می‌آورد تا از مجرای علم به توحید برسد ، به معاد برسد ، به نبوت برسد : « ان فی‌ خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب الذین‌ یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار ». همانا در خلقت این آسمانها و زمین نشانه هایی وجود دارد بروید سراغ این نشانه های‌ ما ، بروید درباره این نشانه ها فکر کنید اما به شرط اینکه لب و مغز داشته باشید ، روح داشته باشید ، فکر داشته باشید ببینید تا چه اندازه‌