پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢

و اختصاص منابع ثروت به یک طبقه ، آن طبقه دولت را یعنی در واقع زور را به عنوان یک نیروی بیرونی برای اخضاع طبقه استثمار شده و دین را به‌ عنوان یک نیروی درونی برای اقناع آن طبقه اختراع کرد ، و در دوره‌ اشتراکی قبلی نه دین بوده و نه دولت ، در اشتراک نهایی نیز همچنین . ولی همچنانکه گفتیم آنجا که جامعه بی طبقه نیز باشد ، عدالت داخلی خود به خود اجرا نمی شود و جرم خود به خود از بین نمی رود که حفظ امنیت‌ داخلی نیازمند به یک قدرت متمرکز نباشد ، و همچنین یک جامعه اشتراکی‌ نیز نیازمند به دفاع ملی و نیازمند به روابط خارجی است و نیازمند به فصل‌ خصومات و اجراء حدود و مجازاتها است مگر اینکه فرض کنیم آینده بشریت‌ یکپارچه است پس دشمن خارجی وجود ندارد و رابطه با خارج وجود ندارد پس‌ نه وزارت دفاع لازم است نه وزارت خارجه چون ریشه همه تجاوزات و عصیانها مالکیت است پس نیازی به دادگستری و همچنین به شهربانی و ژاندارمری و بالاخره به حفظ امنیت نیست ، پس نیاز به دولت نیست . ولی باز هم این سؤال پیش می‌آید که نیازهای ثانوی ناشی از توسعه تمدن‌ ایجاب می کند ارشاد و هدایت و مدیریت را در عصر توسعه پس نیاز به‌ دولت و حکومت به عنوان این مظهر هست .

٣ - حق حاکمیت

حق حاکمیت از کی است ؟ در اینجا چند گونه تصور وجود داشته و دارد : الف - حق طبیعی اینکه حق طبیعی یک تخمه و یک نژاد