پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤

را به حساب نمی آورد علی ( ع ) نامه ای نوشته که این نامه در نهج البلاغه‌ هست : پسر عباس ! من از تو دیگر انتظار نداشتم ، به خدا قسم اگر چنین و چنان بشود و اگر چنین بکنی ، با آن شمشیری که به هر کس زدم یکسره به‌ جهنم رفت و حساب و کتابی ندارد ، تو را آدم خواهم کرد بعد می‌گوید پسر عباس ! به خدای عالم قسم اگر حسن و حسین هم چنین کاری بکنند با همین‌ شمشیر می‌زنمشان و می‌زد این مقدار حساسیت در مقابل اجرای قانون الهی ! حکومت اسلامی یعنی حکومتی که برای اجرای قانون تا این اندازه حساسیت‌ داشته باشد بنازم حکومتهایی را که یک چوپان بهایی سنگسری [١] آن در ظرف ده سال [ به آن ثروت می‌رسد و ] با کمال افتخار در روزنامه مصاحبه‌ می‌کند ، دو تا دستش را می‌آورد عکسبرداری می‌کند و می‌گوید به کوری چشم این‌ مردم هر یک از این انگشترهای من چهل میلیون تومان ارزش دارد علی ( ع ) می‌گوید وقتی که در جامعه چنین چیزهایی وجود داشته باشد ( او یک چیزهایی‌ کوچکتری را مثال می‌زند ) « و لو ان امرء مسلما مات علی هذا اسفا ما کان‌ به ملوما بل کان به عندی جدیرا » به خدا قسم اگر مرد مسلمان وقتی اینجور چیزهای را می‌شنود از غصه بمیرد از نظر من مورد ملامت نیست ، شایسته است‌ درباره چه بود ؟ آیا درباره قضیه ای نظیر کارهای چوپان سنگسری بود ؟ نه ، [ درباره این بود که ] چرا از دست یا پای زن غیر مسلمان که در ذمه اسلام‌ است به زور دستبند یا خلخالش یعنی آن زینتی که زنان عرب به پایشان‌ می‌بستند را بیرون کردند وقتی که امنیت اینقدر نباشد که یک زن


[١] [ منظور هژبر یزدانی است ] .