پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
را صد سال هم به فرض ببرید سر کلاس هی به او بگوئید که اگر میخواهی شناوری را یاد بگیری اول که میخواهی خودت را در آب بیندازی ، به این شکل بینداز ، دستهایت را اینطور بگیر ، پاهایت را اینطور ، بعد دستهایت را اینطور حرکت بده ، پاهایت را اینطور ، امکان ندارد که او شناوری را یاد بگیرد باید ضمن اینکه قانون شناوری را به او یاد میدهید ، رهایش کنید برود داخل آب ، و قهرا در ابتدا یک چند دفعه میرود زیر آب ، مقداری آب هم در حلقش خواهد رفت ، ناراخت هم خواهد شد ولی دستور را که میگیرد ضمن عمل شناوری را یاد میگیرد والا با دستور فقط بدون عمل آنهم عمل آزاد ممکن نیست شناوری را یاد بگیرد یعنی حتی اگر او را ببرید در آب ولی آزادش نگذارید و همه اش روی دست خودتان بگیرید ، او هرگز شناور نمی شود . اینها هم یک سلسله مسائل است که اصلا بشر را باید در این مسائل آزاد گذاشت تا به حد رشد و بلوغ اجتماعی لازم برسد از جمله اینهاست رشد فکری همین طوری که برای شناوری باید مردم را آزاد گذاشت ، از نظر رشد فکری هم باید آنها را آزاد گذاشت اگر به مردم در مسائلی که باید در آنها فکر کنند از ترس اینکه مبادا اشتباه بکنند ، به هر طریقی آزادی فکری ندهیم یا روحشان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی و مذهبی مبادا فکر بکنی که اگر فکر بکنی و یک وسوسه کوچک به ذهن تو بیاید ، به سر در آتش جهنم فرو میروی ، این مردم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمی کند و پیش نمی رود دینی که از مردم در اصول خود تحقیق میخواهد ( و تحقیق هم یعنی به دست آوردن مطلب از راه تفکر و تعقل ) خواه نا خواه برای مردم آزادی فکر قائل است میگوید اصلا من از تو " لا اله الا