پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧

نعمتی که خدا به وسیله تو بر ما ارزانی داشت بیش از آن اندازه ای است‌ که ما تصور می‌کنیم ظاهرا این سخن را در وقتی گفت که پیغمبر اکرم به‌ دخترشان یا به یک دختر بچه دیگری مهربانی می‌کرد بعد یک جریان قساوت‌ آمیزی را از خودش نقل کرد که واقعا اسباب حیرت است و خود او آنوقت‌ حیرت کرده بود که چگونه بوده است که چنین کاری را انجام می‌داده اند می‌گوید من از کسانی بودم که تحت تأثیر این عادت قرار گرفته بودم که‌ دختر را نباید زنده نگه داشت ، دختر مایه ننگ است و این مایه ننگ را باید از میان برد بعد نقل می‌کند که زنش دختری می‌زاید و سپس دختر را مخفی می‌کند و به او می‌گوید من دخترم را از میان بردم دختر بزرگ می‌شود ، شش هفت ساله می‌شود یک روز این دختر را می‌آورد به این پدر نشان می‌دهد به اطمینان اینکه اگر ببیند یک چنین دختر شیرینی دارد دیگر کاری به‌ کارش نخواهد داشت ، و بعد با چه وضع قساوت آمیزی همین مرد این دختر را زنده به گور می‌کند می‌گوید حالا من می‌فهمم که ما چه جانورهایی بودیم و تو چطور ما را نجات دادی ما آنوقتی که این کار را می‌کردیم فکر می‌کردیم چه‌ کار خوبی داریم می‌کنیم . مسئله اینکه بشر در چه چیزهایی باید آزاد باشد و در چه چیزهایی نمی‌ تواند آزاد باشد و اصلا فکر آزادی درباره آنها غلط است ، انیست : بعضی‌ چیزهاست که اصلا اجبار بردار نیست یعنی نمی شود بشر را مجبور کرد که آن‌ را داشته باشد ، خود موضوع قابل اجبار نیست ، اگر تمام قدرتهای مادی‌ جهان جمع شوند و بخواهند با زور آنرا اجرا بکنند قابل اجرا نیست مثلا محبت و دوستی اگر یک فرد فرد دیگر را دوست نداشته بشاد ، آیا با زور می‌شود او را