پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
دخترانه ، بی خبر داخل کلاسها شدند و روسریها را از سر محصلین کشیدند ؟ آیا فقط منظور شهوترانی شخصی داشتند ؟ اینها از این حرفها خیلی دارند احساس خطر می کردند از نظر آنها دبیرستانهایی ( چه پسرانه و چه دخترانه ) که در این کشور به وجود آمد که هم تعلیم میداد و هم تربیت دینی و مذهبی میکرد کانون خطر بود برای آنها و بالاخص از ناحیه دبستانها و دبیرستانهای درست اسلامی دخترانه خطر را بیش از همه جا احساس میکردند آیا در دو سه سال پیش نبود که دانشگاه تصمیم گرفت ( البته همه اطلاع داشتند ، ما هم اطلاع داشتیم که این تصمیم بعد از فرمانی بود که از دربار صادر شده بود و آن کسی هم که بیش از همه جوش و جلای این کار را داشت خواهر دوقلوی شاه بود ) که نباید یک خانم با حجاب وارد دانشگاه بشود ؟ برای چه ؟ اینها آزادی میخواستند ؟ یا دیدند عجب ! دخترها دارند با سواد میشوند ، پاکی خودشان را هم دارند حفظ میکنند و در آینده اینها خطری خواهند بود ، اینها به صورت زنان مبارز در خواهند آمد و چه مقاومت شکوهمندی در همان شرائط اختناق خانمها کردند گفتند ما باید دانشگاه برویم و باید هم پوشش اسلامی خودمان را حفظ کنیم اینجا بود که در جوانان ما اعم از پسر و دختر ، دو بال به موازات یکدیگر روئید : بال آگاهی و بال اراده و عفاف و پاکی ، و با این دو بال بود که اینها توانستند در فضای مبارزه پرواز و حرکت بکنند . این مطلب ، مقدمه ای بود برای این حرف : اینهایی که در این ایام اخیر که مسئله پوشش اسلامی مطرح شد باز به نام آزادی و حقوق زن شروع کردند به داد و فریاد کردن که آزادی ما از بین رفت چه کسانی بودند ؟ من به خودشان کار ندارم که چه کسانی بودند ، شما