پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
الله " ی را که در آن فکر نکرده ای و منطقت را به کار نینداخته ای نمی پذیرم نبوت و معادی را که تو از راه رشد فکری انتخاب نکرده ای و به آن نرسیده ای من از تو نمی پذیرم پس ناچار به مردم آزادی تفکر میدهد مردم را از راه روحشان هرگز نمی ترساند ، نمی گوید مبادا در فلان مسئله فکر بکنی که این ، وسوسه شیطان است و اگر وسوسه شیطان در تو پیدا شد به سر در آتش جهنم میروی در این زمینه احادیث زیادی هست از آن جمله است که پیغمبر اکرم فرمود : از امت من نه چیز برداشته شده است یکی از آنها اینست : « الوسوسه فی التفکر فی الخلق » یا : « التفکر فی الوسوسه فی الخلق » یعنی یکی از چیزهایی که امت مرا هرگز به خاطر آن معذب نخواهند کرد ، اینست که انسان درباره خلقت ، خدا و جهان فکر بکند و وساوسی در دلش پیدا بشود مادامی که او در حال تحقیق و جستجو است ، هر چه از این شکها در دلش پیدا بشود ، خدا او را معذب نمی کند و آن را گناه نمی شمارد در حدیث معروفی است ( این حدیث در فرائد شیخ ، کتاب اصولی که طلاب میخوانند نقل شده است ) که یک عرب بدوی آمد خدمت رسول خدا عرض کرد : یا رسول الله ! هلکت تباه شدم پیغمبر اکرم فورا درک کرد فرمود فهمیدم چه میخواهی بگویی لابد میگویی شیطان آمد به تو گفت : من خلقک ؟ تو هم در جوابش گفتی که مرا خدا آفریده است شیطان گفت : من خلقه ؟ خدا را کی آفریده اس ؟ تو دیگر نتوانستی جواب بدهی گفت یا رسول الله همین است پیغمبر فرمود : « ذلک محض الایمان » ( عجبا ! ) فرمود چرا تو فکر کردی که هلاک شدی ؟ ! این عین ایمان است یعنی همین تو را به ایمان واقعی میرساند ، این تازه اول مطلب است چنین فکری که در روح تو پیدا شد ، این شک