پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠

استحاله می‌گویند : کالغدوه تصیر ترایا والخشبه المتنجسه اذا صارت رمادا اوالماء المتنجس بخارا والکلب ملحا وهکذا کالنطفه تصیر حیوانا و الطعام‌ النجس جزء من الحیوان و در باب انقلاب می‌گویند : کالخمر ینقلب خلاسواء کان بنفسه او بعلاج ( عروه الوثقی ، باب مطهرات ) سید در مسأله ٥ مطهرات عروه می‌گوید : الانقلاب غیر الاستحاله ، اذ لا تتبدل فیه الحقیقه‌ النوعیه بخلافها و لهذا لا تطهر المتنجسات به وتطهر بها ولی آقای حکیم در مستمسک می‌گوید با انقلاب هیچ چیز پاک نمی شود حتی نجاسات ، و طهارت‌ خمر منقلب به خل استثنا است و در تحریر الوسیله استحاله و انقلاب خمر به خل را در یک مقوله قرار داده و گوئی نظر بر اینست که انقلاب الخمر الی الخل نیز نوعی تبدل حقیقت است پس استثنا نیست . فلاسفه اصطلاحا تغییر کیفی را استحاله می‌نامند و انقلاب را تغییر ماهوی - بر عکس اصطلاح امثال سید در عروه الوثقی - و بنابر اصالت ماهیت ، انقلاب ذات را محال می‌دانند و لهذا تغییر ماهوی و کیمیاوی عناصر به‌ یکدیگر را طرفداران اصالت ماهیت محال می‌دانستند بر خلاف اصات وجودیها بلکه طبق نظر اصالت وجودیها هر حرکت اشتدادی مستلزم انقلاب آنا فانا ماهوی است :

کون المراتب فی الاشتداد
انواعا استنار للمراد
( منظومه سبزواری ) سید صدرالدین دشتکی در وجود ذهنی به نوعی انقلاب و تغییر ذاتی و ماهوی‌ قائل است :
و قبل بالانفس و هی انقلبت
( منظومه سبزواری ) ولی انقلاب در عصر ما یک مفهوم اجتماعی پیدا کرده است که با اصطلاحات‌ فلسفی نزدیک است - نه با اصطلاح لغوی