پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١

می گویم که بعد از این اگر با این طبقه مواجه شدی بدانی چه جواب بدهی‌ کتاب " توحید مفضل " که امروز در دست است مولود این جریان است . همین ابن ابی العوجاء یک سال در فصل حج رفته بود مسجد الحرام ! با رفقای زندیق خودش حلقه ای را تشکیل داده بودند و با هم سخن می‌گفتند ظاهرا ابن مقفع هم در آنجا بوده یک وقت ابن مقفع می‌گوید این مردم را ببین مثل گاوی که به خرمن بسته باشند دور این سنگها می‌چرخند و در بین‌ اینها یک نفر آدمی که قابل صحبت کردن باشد نیست مگر آن شیخ جالس که‌ آنجا نشسته ابن ابی العوجاء گفت تو درباره او هم مبالغه می‌کنی ، او هم‌ چیزی نیست گفت نه ، این غیر از آنهاست بینشان مباحثه در گرفت ابن‌ مقفع گفت حالا اگر خیلی دلت می‌خواهد برو از او یک سؤال بکن من با او صحبت کرده ام ، برو با او صحبت کن رفت اما چقدر جسارت آمیز ! ابتدا که نشست ، گفت یا ابن رسول الله ! می‌دانی آدم وقتی راه حلقش سرفه‌ بگیرد باید سرفه کند فرمود بله گفت آدم شک هم که در دلش پیدا می‌شود باید بگوید فرمود بله گفت من می‌گویم : الی ما تدوسون هذا البیدر و تحومون حوله حوم البقر ( و از اینگونه تعبیرات ) تا کی شما می‌خواهید مثل‌ گاو دور این خرمن بچرخید ؟ بعد شروع کرد به سؤال کردن راجع به خدا ، که‌ امام صادق ( ع ) جواب داده ، و متنش در کتب حدیث هست گفت اگر خدا راست است چرا خودش را نشان نمی دهد ؟ حضرت فرمود خدا چگونه خودش را نشان بدهد از این بهتر ؟ یک صانع چگونه می تواند خودش را صنعتش نشان‌ بدهد که خدا خودش را در این عالم نشان نداده است ؟ آیا خدا خودش را در خلقت تو نشان نداد ؟ در خلقت آسمان