پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
چه عواملی موجب گشت که زن بار دیگر در صحنه تاریخ ظاهر شود و تاریخ را از ( مذکر ) بودن محض خارج کند و آنرا " مؤنث " ( = مذکر - مؤنث ) نماید ؟ پیش از آنکه وارد این بحث شویم یاد آوری این نکته ضروری است که منظور ما از نقش داشتن و نقش نداشتن زن در تاریخ ، نقش مستقیم و ظاهر شدن زن در صحنه تاریخ است ، اما نقش غیر مستقیم و پشت جبهه و صحنه را زن همواره برای خود محفوظ داشته است . زنان در طول تاریخ تنها مولد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبوده اند ، بلکه الهام بخش و نیرو دهنده و مکمل مردانگی آنها بوده اند زنان از پشت صحنه و از پشت جبهه جنگ همواره به مردان مردانگی میبخشیده اند ما در بسیاری از اشعار حماسی عربی و فارسی میبینیم که دلیران و دلاوران در حماسه های خود زنانرا مخاطب قرار داده و از مردانگی و شجاعت و دلاوری خود داد سخن داده اند ، گوئی مرد آگاهانه و یا ناآگاهانه از همه دلیریها و دلاوریهای خود رضایت و تحسین و جلب رضایت زن را منظور میداشته است اگر فرصتی دست دهد و قطعات ادبی نظم و نثر که در این زمینه انشاء شده یک جا گرد آید یک فراز جالب و قابل مطالعه ای از نظر جامعه شناسی فراهم میگردد اینکه میگویند زن آفریننده عشق است و عشق آفریننده مرد و مرد آفریننده تاریخ ، ناظر به نقش غیر مستقیم زن در سازندگی تاریخ است . زن نقش سازندگی غیر مستقیم تاریخی خود را مدیون اخلاق ویژه جنسی خویش ، یعنی حیا و عفاف و تقوا و دور باش زنانه خویش است آنجا که زن دور باش حیا و عفاف را حفظ نکرده و