پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
نمی شود که وجود اشیاء را انکار بکنیم اگر از ما بپرسند حقیقت برق چیست نمی دانیم ، حقیقت ماده چیست نمی دانیم ، حقیقت انرژی چیست نمی دانیم ، حقیقت نور چیست نمی دانیم ، اما وجود اینها را انکار نمی کنیم حقیقت حیات چیست ؟ یک بشر هنوز پیدا نشده است که ادعا بکند من میتوانم بگویم حقیقت حیات چیست اما وجود حیات را انکار نمی کنیم چون آثار حیات را میبینیم به خدا در این حدود همه مردم میتوانند معرفت پیدا کنند که خدایی هست ، ذات لایزالی هست ، ذات ازلی و ابدی هست ، ذات ازلی و ابدی هست ، ذاتی که بی نیاز از همه چیز است ، ذاتی که مبدأ همه اشیاء است ، ذاتی که عالم است به مخلوقات خودش ، قادر است بر همه چیز در این حدود همه میتوانند درک کنند حالا راز قضا و قدر را فرض کنیم هیچکس نتواند درک کند یا بعضی افراد بتوانند درک کنند ولی افراد دیگر نتوانند درک کنند ، این مضربه جایی نیست اینست که اسلام نه تنها به مردم اجازه میدهد بلکه فرمان میدهد که در اینگونه مسائل فکر کنند ، درباره معاد فکر کنند ، و نمونه تفکر به دست مردم میدهد ، درباره نبوت فکر کنند ، و درباره سایر مسائل چرا ؟ روی اطمینانی است که اسلام به منطق خودش دارد روی این حساب است که پایه این دین روی منطق و فکر و تفکر است . من مکرر در نوشته های خودم نوشته ام : من هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند ، متأثر که نمی شوم هیچ ، از یک نظر خوشحال هم میشوم چون میدانم پیدایش اینها سبب میشود که چهره اسلام بیشتر نمایان بشود وجود افراد شکاک و افرادی که علیه دین سخنرانی میکنند ، وقتی خطرناک است که حامیان دین آنقدر مرده و بی روح