پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
کردن . چندین سؤال کرد و حضرت جواب دادند متأسفانه در نقل متن سؤال و جوابها ذکر نشده است همین قدر نوشته اند که در آخر یک مرتبه دیدند آن شخص گفت : اشهد ان لااله الا الله و ان محمدا رسول الله . اسلام اساسا در اینگونه مسائل ، خفه شو و این حرفها ندارد در زمان خود پیغمبر می آمدند سؤال میکردند ، حضرت جواب میداد شما در تاریخ میخوانید که علی ( ع ) در زمان خلافت شیخین مخصوصا زیاد به مسجد میرفت و [ در بیان علت این کار ] میفرمود برای اینکه صیت اسلام در جهان بلند شده است ، از اطراف و اکناف مردم دانشمندی میآیند ، سؤالاتی دارند ، کسی باید به آنها جواب بدهد گاهی اصحاب خاص خودش مثل سلمان و ابی ذر را میفرستاد و به آنها میفرمود بروید در مسجد ، مراقب باشید اگر افرادی پیدا شدند که راجع به اسلام سؤالاتی داشتند مبادا کسی باشد که نتواند جواب آنها را بدهد ، مبادا آدم جاهلی باشد به عنف آنها را رد کند اگر دیدید یک دانشمندی از یک جای جهان پیدا شد و سؤالاتی درباره اسلام داشت فورا بیائید مرا خبر کنید که بروم جوابهایش را بدهم . حتی بنی امیه علیرغم اینهمه تبلیغاتی که علیه آنها میشود و بسیاری از آن تبلیغات ( حدود صدی نود آن ) درست است ، اگر آنها را قیاس بکنیم با بسیاری از حکومتهای دیگر که در جهان بودند ، باز آنها بهتر بودند مخصوصا در دوره بنی العباس آزادی عقیده ( تا آنجا که با سیاست برخورد نداشت ) فراوان بود این داستان را من در " داستان راستان " تحت عنوان " توحید مفضل " نقل کرده ام : مفضل بن عمر یکی از اصحاب امام صادق ( ع ) است . رفت در