پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
انسان به یک موضوعی به عنوان مذهب سرگرمی داشته باشد ، حالا میخواهد آن چیزی که به عنوان معبود گرفته ، خدای یگانه باشد ، یا انسانی به نام عیسای مسیح یا گاو یا فلز و یا چوب ، فرق نمی کند بنابراین نباید مزاحم افراد شد هر کسی به ذوق و سلیقه خودش هر چه را انتخاب میکند ، همان خوب است . ایراد ما هم همین است . ما میگوئیم طرز تفکر شما در باب دین غلط است ، آن دینی که تو میگویی عقیده به آن دین آزاد است ، اصلا من قبولش ندارم من دین را به عنوان یک راه واقعی برای سعادت بشر معتقدم ، در راه واقعی برای سعادت بشر نباید گفت عقیده یک انسان ولو آن عقیده بر مبنای تفکر نباشد آزاد است باز مثال عرض میکنم : آیا شما در مسئله بهداشت و یا در مسئله فرهنگ هرگز می گویید که عقیده آزاد است ؟ آیا شما هرگز این حرف را میزنید که اعتقاد هر مردمی راجع به بهداشت آزاد است ؟ ! اگر مردم منطقه ای دلشان میخواهد که تراخم داشته باشند ، صدی نودشان تراخم دارند ، خودشان تراخم را انتخاب کرده اند ، آیا شما میروید از آنها اجازه میگیرید که آیا به ما اجازه میدهید که تراخمهای شما را معالجه کنیم ؟ یا از هر طریق ممکن که بتوانید ولو آنها را اغفال کنید و گولشان بزنید ، ولو دست و پایشان را ببندید تراخمشان را معالجه میکنید و میگویید من به اینها خدمت کردم ، خودشان نمی فهمند . مردم دیگر فرهنگ را نمی خواهند شما میروید برایشان مدرسه باز کنید ، میآیند در مدرسه را میبندند و مبارزه میکنند تعلیمات اجباری چطور است ؟ اعلامیه جهانی حقوق بشر چرا ضد تعلیمات اجباری قیام نمی کند ؟ چرا نمی گوید بشر آزاد است و به