پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
تسلیم شدن در مقابل عوامل ضد فکر در انسان پیدا شده است ، اینها را هرگز اسلام به نام آزادی عقیده نمی پذیرد . آیا میدانید علت اینکه در دنیای اروپا آزادی دین و آزادی عقیده را اینطور فرض کردند که عقیده بشر باید به طور کلی آزاد باشد به همان معنایی که خودشان می گویند ، چیست ؟ این آزادی عقیده به این حد افراط که شما امروز در دنیای اروپا میبینید ، بخشی از آن عکس العمل یک جریان بسیار شدید و سختی است که در دنیای اروپا بوده جریانی است که همه شنیده اید : جریان و محکمه تفتیش عقائد اینها قرنها در چنگال تفتیش عقائد بودند کلیسا میآمد تجسس و جستجو میکرد ببیند آیا کسی در مسائلی که کلیسا درباره آن اظهار نظر کرده است ولو مثلا راجع به فلکیات باشد اعتقادی [ برخلاف نظر کلیسا دارد یا نه ؟ ! ] آیا اگر مثلا کلیسا اظهار نظر کرده است که عناصر چهار تاست یا خورشید به دور زمین میچرخد ، در این مسائل کسی فکری برخلاف این دارد ؟ ولو فکر او فکر علمی و فلسفی و منطقی بود ، تا میدیدند چنین فکری پیدا شده برخلاف آنچه کلیسا عرضه داشته است ، فورا آن را به عنوان یک جرم بزرگ تلقی میکردند ، به محکمه اش میکشاندند و شدیدترین مجازاتها از نوع سوختن زنده زنده [ را در مورد او اعمال میکردند ] شما تاریخ اروپای قرون وسطی را بخوانید که در این جهت مشرق زمین نظیر ندارد یک وقت دیگر هم عرض کردم از نظر فجیع بودن جنایت ، ما هر چه که مشرق زمین را توصیف بکنیم ، هر چه که منبریها در منابر حتی مبالغه بکنند راجع به بنی امیه و بنی العباس و حتی حجاج بن یوسف ثقفی ، هرگز به پای اروپائیهای قرون وسطی نمی رسد ، به پای اروپایی امروز هم نمی رسد مجازات زنده زنده