پیرامون جمهوری اسلامی

پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١

گفت اینجا معبد است ، اینجا محترم است با اینکه می‌گفت من خودم مسیحی‌ هستم و بت پرست نیستم اما [ در آنجا گفت ] از باب اینکه یک عده‌ انسانها این بتها را محترم می‌شمارند ، من باید آنها را محترم بشمارم ، عقیده آزاد است ! یک عده ای می‌گویند ببینید ما چه ملتی هستیم ! ما در دو هزار و پانصد سال پیش اعلامیه حقوق بشر را امضا کردیم کورش وقتی که وارد بابل شد با اینکه خودش بت پرست نبود و تابع مثلا دین زردشت بود ، معذلک گفت‌ تمام معابد بت پرستی ای که در اینجا هست ، محترم است پس ما ملتی‌ هستیم طرفدار آزادی عقیده این بزرگترین اشتباه است از نظر سیاسی هر چه‌ می‌خواهید ، تمجید بکنید زیرا اگر کسی بخواهد ملتی را به زنجیر بکشد باید تکیه گاه اعتقادی او را هم محترم بشمارد اما از نظر انسانی این کار صددرصد خلاف است . کار صحیح کار ابراهیم ( ع ) است که خودش تنها کسی است که یک فکر آزاد دارد و تمام مردم را در زنجیر عقائد سخیف و تقلیدی که کوچکترین‌ مایه ای از فکر ندارد ، گرفتار می‌بیند مردم به عنوان روز عید از شهر خارج‌ می‌شوند و او بیماری را بهانه می‌کند و خارج نمی شود بعد که شهر خلوت‌ می‌شود وارد بتخانه بزرگ می‌شود یک تبر بر می‌دارد ، تمام بتها را خرد می‌کند بعد تبر را به گردن بت بزرگ می‌آویزد و می‌آید بیرون عمدا این کار را کرد برای اینکه به نص قرآن کریم بتواند فکر مردم را آزاد بکند شب‌ وقتی که مردم بر می‌گردند و به معبد می‌روند می‌بینند اوضاع واژگونه است‌ مثل اینست که این بتها خودشان با همدیگر دعوا کرده باشند و همدیگر را کشته باشند تنها بتی که باقی مانده است ، بت بزرگ است . چه