آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
معمولا گفته میشود که این پنج اصل از اصول دینند و باقی همه از فروع دین
. قهرا اینجا این پرسش پیش میآید که اگر مقصود از اصول دین ، اصولی
است که ایمان و اعتقاد به آنها شرط مسلمان بودن است پس دو اصل بیشتر
نیست یعنی توحید و نبوت . مفاد شهادتین همین دوتا است و بس . تازه
شهادت دوم مربوط است به نبوت خاصه ، یعنی نبوت حضرت خاتم النبیین .
نبوت عامه یعنی نبوت سایر انبیاء ، از محتوای شهادتین خارج است . و
حال آنکه آنچه جزء اصول دین است و ایمان به آن لازم است ، نبوت همه
انبیاء است .
اگر مقصود از اصول دین اصولی است که از نظر اسلام جزء امور ایمانی و
اعتقادی است نه امور عملی ، برخی امور دیگر نیز در خود امور ایمانی است
مانند ملائکه که در قرآن تصریح شده که به وجود ملائکه باید ایمان داشت [١] . به علاوه صفت عدل چه خصوصیتی دارد که تنها این صفت حق در حوزه امور
ایمانی قرار گرفته است و سایر صفات حق از قبیل علم ، حیات ، قدرت ،
سمیعیت ، بصیریت ، در خارج از حوزه ایمان قرار گرفته است ؟ اگر ایمان
به صفات خدا لازم است ، به همه صفات باید ایمان آورد ، و اگر لازم نیست
به هیچ صفت نباید ایمان داشت .
حقیقت این است که اصول پنجگانه فوق از آن جهت به این صورت انتخاب
شده که از طرفی معین اصولی باشد که از نظر اسلام باید به آنها ایمان و
اعتقاد داشت ، و از طرف دیگر معرف و مشخص مکتب باشد . اصل توحید و
اصل نبوت و اصل معاد سه اصلی است
[١] آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و
ملائکته و کتبه و رسله »بقره . ٢٨٥