آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
مبنی بر دوگانگی انگیزههای اوست ، مبنی بر این است که برخی انگیزههای
فردی در خدمت نیازهای فرد است ، و برخی دیگر در خدمت نیازهای دیگران ،
به عبارت دیگر در وجود هر فرد چیزی قرار داده شده که به نیازهای خود او
به هیچ وجه مربوط نیست ، بلکه به نیازهای دیگران مربوط است . از این
جهت مثل این است که پستان و جهاز شیر سازی و شیردهی در وجود ما در قرار
داده شده و حال آنکه این جهازات مورد نیاز فرزند است نه مادر .
فرضیه سوم مبنی بر دوگانگی شخصیت انسانی است ، ولی نه شخصیت خاکی و
شخصیت مافوق خاکی ، بلکه شخصیت فردی و زیست شناسی و طبیعی و شخصیت
اجتماعی و فرهنگی و انسانی . انسان از آن جهت یک سلسله فعالیتهای
ماوراء فردی و شخصی را انجام میدهد ، و از آن جهت یک سلسله " باید ة
ها و " نباید " ها که احیانا برضد منافع خود فردی او است برایش مطرح
است که علاوه بر " من " فردی و شخصی و زیست شناسی ، دارای یک " خود
" و یک " من " اجتماعی است .
" من " اجتماعی و شخصیت اجتماعی انسان ، نه طبیعی و زیستی است ، نه
فطری و الهی ، بلکه اکتسابی و اجتماعی است و لازمه زندگی جمعی است . [١]
ما در میان این سه نظریه ، نظریه اول را ترجیح میدهیم . بحث بیشتر را
به آینده موکول میکنیم . با همه اینها ممکن است گفته
[١] به عبارت دیگر نظریه اول مدعی است که انسان دیدگاهی معنوی و ارزشی و معقول دارد ، و نظریه دوم میگوید : انسان دیدگاهی غیری و یا کلی دارد ، و نظریه سوم میگوید : انسان دیدگاهی اجتماعی و مجموعهای و " کل " ی دارد .