آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
اکنون لازم است درباره قسمت اخیر توضیحی بدهم . هر کار اختیاری که انسان انجام میدهد ، یک سلسله مقدمات دارد : اولا باید تصوری از آن داشته باشد . ثانیا باید میل او به آن کار و یا ترس او از نکردن آن کار در او پیدا شود . ثالثا باید نوعی حکم و قضاوت و تصدیق در مورد مفید بودن یا فایده بودن آن داشته باشد . رابعا باید نوعی حکم انشائی درباره آن داشته باشد که " باید " آن کار را بکنم یا " نباید " آن را انجام دهم . خامسا اراده و تصمیم و یک جهت و یک دل شدن ضرورت دارد . در این مقدمات بحثی نیست . تنها در مورد حکم تصدیقی ( تصدیق به مفید بودن و یا فائده بودن ) و حکم انشائی ( باید و نباید ) جای سخن هست که آیا واقعا در مورد هر عمل اختیاری دو نوع حکم در ذهن صورت میگیرد : یکی از نوع تصدیق و قضاوت به مفید بودن و یکی از نوع " باید و نباید " ، یا یک حکم بیشتر نیست ؟ و اگر یک حکم در کار است ، کدامیک از آن دو است ؟ حق این است که هر دو حکم صورت میگیرد . قدر مسلم این است که حکم انشائی در کار هست ، هر کسی هر کاری انجام میدهد با خود میاندیشده که ة باید " انجام دهم . حداقل این است که حکم میکند : " اولی این است که انجام دهم " . این " باید " ها و " نباید " ها به اعتبار مقصد و هدفی است که انسان از فعل اختیاری خود دارد . یعنی هر فعل اختیاری برای وصول به یک هدف و منظور و مقصد انجام مییابد . معنی " باید " و ة نباید " ها این است که برای رسیدن به فلان مقصد ، فلان عمل ضروری است ، پس آن عمل باید انجام گیرد ، یعنی اگر مقصد و هدفی در کار نباشد " باید " هم در کار نیست .