آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
وقت مصطلح همان است که در اشعار عرفانی فارسی از آن به " دم " یا " عیش نقد " تعبیر کردهاند . مخصوصا حافظ درباره عیش نقد و " دم غنیمت شمردن " زیاد سخن گفته است . افراد ناوارد و یا مغرض که خواسته اند از حافظ ، توجیهی برای فسق و فجورهای خود بسازند ، چنین گمان کرده و یا و انمود کردهاند که مقصود حافظ دعوت به لذتگرائی مادی و فراموش کردن آینده و عاقبت و خدا و فردا است ، یعنی همان چیزی که اروپائیان آن را " اپیکوریسم " اصطلاح کردهاند . مسأله " دم غنیمت شمردن " یا " عیش نقد " یکی از تکیه گاههای شعر حافظ است . شاید در حدود سی بار یا بیشتر براین معنی تکیه شده است . بدیهی است نظر به اینکه در اشعار حافظ ، سنت عرفانی به رمز سخن گوئی ، و به اصطلاح " امراز " و سمبولیک سخن گفتن زیاد رعایت شده است ، ظاهر بسیاری از اشعار موهم همان معنی فاسد است ، ولی ما چند بیت که میتواند قرینه برای همه شمرده شود در اینجا میآوریم : من اگر باده خورم ورنه چه کارم باکس حافظ راز خود و عارف " وقت " خویشم خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم شطح و طامات به بازار خرافات بریم
| شرممان باد زپشمینه آلوده خویش |
| گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم |