آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
در احادیث اهل تسنن تجزیه و تحلیلی درباره این موضوعات صورت نگرفته است . مثلا اگر سخن از قضا و قدر و اراده شامله حق و از اسماء و صفات باری ، و از روح و انسان ، و از عالم بعد از مرگ و حساب و کتاب و صراط و میزان ، و از امامت و خلافت و امثال این مسائل به میان آمده است هیچ گونه بحثی در اطراف آنها انجام نشده و توضیحی صورت نگرفته است . ولی در احادیث شیعه همه این مسائل طرح شده و درباره آنها استدلال شده است . یک مقایسه میان ابواب حدیث صحاح سته با ابواب حدیث کافی کلینی مطلب را روشن میکند . علیهذا در خود احادیث شیعه " تکلم " به معنی تفکر عقلانی و تجزیه و تحلیل ذهنی صورت گرفته است . به همین جهت شیعه به دو گروه اهل الحدیث و اهل الکلام تقسیم نشد ، آنچنانکه اهل تسنن تقسیم شدند . ما در درسهای گذشته ، بر اساس منابع اهل تسنن ، چنین گفتیم که اولین مسألهای ک ه به عنوان اصل اعتقادی در میان مسلمین مطرح شد ، مسأله " کفر فاسق " بود که وسیله خوارج در نیمه اول قرن اول مطرح شد . پس از آن ، مسأله اختیار و آزادی بود که از ناحیه دو نفر یکی به نام معبد جهنی و یکی دیگر به نام غیلان دمشقی مطرح و دفاع شد ، و این عقیده بر خلاف عقیدهای بود که حکام اموی آن را تبلیغ و ترویج میکردند . پس از آن در نیمه اول قرن دوم عقیده و حدت صفات و ذات از طرف جهم بن صفوان مطرح شد و آنگاه واصل بن عطاء و عمرو ابن عبید به عنوان پایه گذاران اولی مکتب معتزله عقیده آزادی و اختیار را از معبد و غیلان ، و عقیده وحدت ذات و صفات را