آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
همچنین مسأله نفی تشبیه ، یعنی اینکه خداوند به هیچ وجه شبیه مخلوقات نیست ( اصل تنزیه ) اولین بار وسیله جهم بن صفوان ابراز شد و پیروان او را جهمیه نامیدند . معتزله همچنانکه در عقیده اختیار پیرو قدریه شدند ، در عقیده توحید و تنزیه پیرو جهمیه شدند . خود جهم بن صفوان جبری بود . معتزله عقیده جبری جهم را نپذیرفتند ولی عقیده توحیدی او را پذیرفتند . علیهذا معتزله در دو اصل اساسی اصول پنجگانه خود یعنی اصل توحید و اصل عدل بنابر این نقلها تابع دو فرقه دیگر بودند ، اصل توحید را از جهمیه اقتباس کردند و اصل عدل را از قدریه ، بلکه در حقیقت مکتب معتزله تحول یافته و تکامل یافته قدریه و جهمیه است . رأس معتزله و آن کسی که اعتزال به صورت یک مکتب با دست او پایه گذاری شد " واصل بن عطاء غزال " است ، که در پیش گفتیم که واصل شاگرد حسن بصری بود و در یک جریان از حوزه درس او جدا شد و حوزه مستقلی تشکیل داد و بدین مناسبت حسن گفت : " اعتزل عنا " یعنی از ما جدا شد . معروف و مشهور است که به همین مناسبت بود که پیروان او " معتزله ة نامیده شدند . ولی بعضی دیگر معتقدند که علت این نامگذاری چیزی دیگر است : کلمه معتزله ابتداء به گروهی گفته شده که در جریان جنگ جمل و صفین روش بی طرفی و کناره گیری را انتخاب کردند ، مانند سعد بن ابیوقاص و زید بن ثابت و عبدالله بن عمر . بعدها که مسأله کفر و ایمان فاسق وسیله خوارج طرح شد و مسلمین دو دسته شدند ، گروهی راه سومی انتخاب کردند و آن کناره گیری و بی طرفی بود . یعنی همان روشی