آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
به دو گروه : جبری و غیر جبری ، در نیمه دوم قرن اول صورت گرفت .
میگویند فکر اختیار اولین بار وسیله غیلان دمشقی و معبد جهنی تبلیغ شد .
بنی امیه مایل بودند که فکر جبر در میان مردم تبلیغ شود زیرا از این فکر
استفاده سیاسی میبردند . بنی امیه در زیرا این سرپوش که همه چیز از
ناحیه خدا است : آمنا بالقدر خیره و شره حکومت ظالمانه و تحمیلی خودشان
را توجیه میکردند . لهذا هر فکر مبنی بر اختیار و آزادی بشر را سرکوب
میکردند و به همین جهت غیلان دمشقی و معبد جهنی کشته شدند . در آنوقت
طرفداران اختیار به نام قدریه خوانده میشدند [٢] .
البته مسأله " کفر فاسق " قبل از مسأله جبر و اختیار موضوع بحث و
گفتگو واقع شد ، زیرا این مسئله وسیله خوارج در نیمه اول قرن اول هجری
مقارن با خلافت علی علیهالسلام مطرح شد ، ولی خوارج به صورت کلامی از
نظریه خود دفاع نمیکردند ، و تنها موقعی که در میان معتزله طرح شد و
موجب پیدایش نظریه " منزله بین المنزلتین " گشت رنگ کلامی به خود
گرفت .
مسأله جبر و اختیار ، به نوبه خود مسائل : عدل ، حسن و قبح ذاتی و عقلی
، معلل بودن افعال باری به اغراض ، محال بودن تکلیف مالایطاق و امثال
اینها را به دنبال خود آورد .
در نیمه اول قرن دوم هجری مردمی به نام " جهم بن صفوان " عقاید خاصی
درباره صفات خداوند ابراز داشت . مورخان ملل و نحل مدعیند که مسأله
توحید صفاتی یعنی اینکه صفات خداوند مغایر با ذات نیست که معتزله
اختصاصا آن را " اصل توحید " میخوانند و
[٢] رجوع شود به کتاب " انسان و سرنوشت " .