آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
عدل میدانند . از اینرو معتزله درباره انسان به اصل آزادی و اختیار قائلند و سخت از آن دفاع مینمایند ، بر خلاف اشاعره که منکر آزادی و اختیار بشرند . معتزله به دنبال طرح اصل عدل - که به معنی این است که برخی افعال فی حد ذاتها عدلند و برخی فی حد ذاتها ظلم ، و عقل حکم میکند که عدل نیک است و باید انجام داد و ظلم بد است و نباید انجام داد - یک اصل کلی دیگر طرح کردند که دامنه و سیعتری دارد و آن اصل حسن و قبح ذاتی افعالی است . مثلا راستی ، امانت ، عفت ، تقوا ذاتا نیک است ، و دروغ ، خیانت ، فحشاء ، لا ابالیگری ذاتا بد است . پس افعال در ذات خود و قبل از آنکه خدا درباره آنها حکمی بیاورد دارای حسن ذاتی و یا قبح ذاتی میباشند . از اینجا به اصل دیگری درباره عقل انسان رسیدند ، و آن اینکه : عقل انسان در ادراک حسن و قبح اشیاء استقلال دارد ، یعنی قطع نظر از بیان شارع نیز میتواند حسن و قبح برخی کارها را درک کند . اشاعره با این نیز مخالف بودند . مسأله حسن و قبح ذاتی و عقلی که معتزله طرفدار و اشاعره منکر بودند ، بسیاری مسائل دیگر را به دنبال خود آورد که برخی به الهیات مربوط بود و برخی به انسان ، از قبیل اینکه آیا کارهای خداوند و به عبارت جامعتر ، خلقت و آفرینش اشیاء هدف و غرض دارد یا نه ؟ معتزله گفتند اگر هدف و غرضی در کار نباشد " قبیح " است و عقلا محال است . تکلیف مالا یطاق چطور ؟ آیا ممکن است خداوند بندهای را به کاری مکلف سازد که فوق طاقت