آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
علم کلام از نوع دوم است ، یعنی وحدت مسائل کلامی ، وحدت ذاتی و نوعی نیست بلکه وحدت اعتباری است . از اینرو ضرورتی ندارد که در جستجوی موضوع واحدی برای علم کلام باشیم . علومی که وحدت مسائل آنها وحدت ذاتی است ، امکان ندارد که از نظر مسائل متداخل باشند ، یعنی برخی مسائل میان آنها مشترک باشد ، ولی علومی که وحدت آنها اعتباری است و یا یک علم که وحدت مسائلش اعتباری است با علمی دیگر که وحدت مسائلش ذاتی است ، هیچ مانعی ندارد که از نظر مسائل متداخل باشند . علت تداخل مسائل فلسفی و کلام و یا مسائل روانشناسی و کلام و یا مسائل اجتماعی و کلام همین امر است . برخی از علمای اسلامی در صدد بر آمدهاند برای علم کلام موضوع و تعریفی بیابند نظیر موضوع و تعریفی که برای علوم فلسفی هست ، و نظریات مختلفی در این زمینه ابراز کردهاند . و این اشتباه است . زیرا موضوع مشخص داشتن مربوط است به علومی که مسائل آن علوم وحدت ذاتی دارند ، اما علومی که مسائل آنها وحدت اعتباری دارند نمیتوانند موضوع واحدی داشته باشند . در اینجا بیش از این نمیتوان بحث کرد .
نامگذاری
یک بحث دیگر این است که چرا این علم به نام " کلام " نامیده شده و در چه زمانی این نام به آن داده شد ؟ برخی گفتهاند به این سبب کلام نامیده شد که قدرت دارنده خود را در سخن و