آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
است که انسان از ضمیر خود میگیرد . ولی این فرمانها دو گونهاند ، برخی مطلقند و برخی مشروط . فرمان مشروط فرمانی است که ضمیر انسان به انسان درباره چیزی میدهد برای رسیدن به هدف . مثل اینکه فرمان میدهد : برای رسیدن به فلان شهر از فلان راه برو ، یعنی اگر میخواهی به فلان مقصد برسی باید از فلان وسیله استفاده کنی . امر مشروط ، ارشاد به یک " مصلحت ة است ، همچنانکه انتخاب هر وسیلهای برای رسیدن به غایت خاصی مصلحت است . ولی امر مطلق امری است که مشروط به هیچ شرط نیست ، فرمانی است که ضمیر میدهد به کاری نه به عنوان مصلحت و به عنوان وسیله و راهی برای وصول به هدف و غایتی ، بلکه صرفا به عنوان یک وظیفه و یک تکلیف و یک مسؤولیت . پس مقصود از " تکلیف " عبارت است از فرمان بلاشرط ضمیر به کاری . و هر کاری که به خاطر احساس این تکلیف انجام گیرد ، آن کار اخلاقی است . سخن کانت دو مرحله دارد : یک مرحله مربوط به علم النفس و روانشناسی است . یعنی باید قبول کنیم که ضمیر انسان دو گونه فرمان به انسان میدهد : مطلق و مشروط . فرمانهای مشروط همانها است که انسان را به تلاش معاش وا میدارد . فرمانهای مطلق ، فرمانهائی است که دستورهای اخلاقی صادر میکند . ضمیر انسان در آن قسمت که چنین فرمانهائی صادر مینماید " وجدان اخلاقی ة نامیده میشود . کانت نسبت به ضمیر آدمی از جنبه وجدان اخلاقی سخت اعجاب دارد . میگوید : " دو چیز است که انسان را سخت به اعجاب میآورد : یکی