آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
" بزرگترین خوبی حزم است . حزم حتی از فلسفه گرانبهاتر است " .
در همه اینها توجه او به کاهش دادن رنجها است . به همین دلیل به هیچ
وجه نباید فلسفه او را فلسفه عیاشی و دم غنیمت شماری دانست .
اپیکور ، در مسئله لذت ، و یا به تعبیر صحیحتر در مسئله دوری از رنج ،
توجهش به لذات و آلام جسمانی است و بس . او به لذات روحی از قبیل
لذات حاصل از علم و تحقیق یا از خیر اخلاقی یا از عبادت عارفانه توجه و
بلکه آشنایی ندارد . او می گوید :
" اگر من لذتهای چشائی و لذتهای عشق و لذتهای بینائی و شنوائی را کنار
بگذارم ، دیگر نمیدانم خوبی را چگونه تصور کنم ؟ . . . سر آغاز و سرچشمه
همه خوبیها لذت شکم است ، حتی حکمت و فرهنگ را باید راجع به آن
دانست . . . لذت روح عبارت است از تفکر در لذات جسم ، و یگانه
امتیاز آن بر لذات جسم این است که ما میتوانیم به جای تفکر درباره رنج
، به تفکر درباره خوشی بپردازیم . بدین ترتیب بر لذتهای روحی بیش از
لذات جسمی تسلط داریم " [١] .
این فلسفه ، مانند فلسفه کلبی یک فلسفه جامعه گریز و فرد گرا است ،
دعوت به گمنامی و گریز از اجتماع میکند ، چون تنها به این وسیله است که
از پارهای رنجها میتوان در امان ماند .
در مجموع ، در این فلسفه ، هیچگونه ارزش معنوی و انسانی دیده نمیشود .
فلسفه کلبی از این جهت بر این فلسفه ترجیح دارد که
[١] تاریخ فلسفه غرب ، ج ١ ، ص . ٤٧٥