آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
و خدمت . زیبائی معقول همان است که از آن به " نیکی " یا " حسن عمل
" یا " خیر اخلاقی " تعبیر میکنیم . زیبائی عدالت از نوع زیبائی معقول
است نه محسوس . پس باز گشت عدالت به " خیر " و " نیکوئی " است.
از طرف دیگر : عدالت ، ناموس اصلی جهان است . در همه نظام هستی ،
اصل عدالت و انتظام و تناسب به کار رفته است . جهان به عدل و تناسب
برپا است . لهذا اگر کسی از عدالت تخطی کند و " اگر فردی از حد
استعداد و قابلیت طبیعی خود پا فراتر گذاشت ، میتواند برای مدت معینی
امتیازات و منافعی تحصیل کند ، ولی خداوند عدالت و انتقام ، او را
تعقیب خواهد کرد . . . طبیعت مانند راهنمای یک ارکستر است که با
باتون مخوف خود ، هر سازی را که سرناسازگاری داشته باشد به جای خود
مینشاند ، و صدا و آهنگ طبیعی او را باز میگرداند " [١] .
علیهذا حقیقت عبارت است از درک عدالت جهانی، و درک عدالت اخلاقی.
از نظر افلاطون ، خیر ( حتی خیر اخلاقی ) حقیقتی است عینی ، مستقل از
ذهن ما ، یعنی مانند واقعیتهای ریاضی و طبیعی که قطع نظر از ذهن ما وجود
دارد ، خیر اخلاقی نیز وجود دارد ، محصول رابطه ذهن ما با یک واقعیت
خارجی نیست که امر نسبی باشد ، بلکه وجود فی نفسه دارد و مطلق است .
خیر که خود حقیقتی است مستقل از ذهن ما ، از نظر " شناخت " امری
بدیهی نیست ، بلکه نظری است ، یعنی باید در تحصیل شناخت آن ، با نیروی
منطق و فلسفه کوشید . لهذا تنها
[١] همان کتاب ، ص ٣٥ - . ٣٦