آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
عدالت اخلاقی و فردی منتهی میشود .
افلاطون معتقد است فقط سه چیز ارزش دارد : عدالت ، زیبائی ، حقیقت [١] . و مرجع این سه چیز را افلاطون به یک چیز میداند ، و آن " خیر ة
است . پس فقط یک چیز ارزش دارد و آن " خبر " است ، و آن چیزی که
باید درپی آن بود ، " خیر " است ، و آن چیزی که در پی آن بودن اخلاق
است " خیر " است . لازم است مطلب را توضیح دهیم :
افلاطون عدالت اجتماعی را اینچنین تعریف کرده است :
" عدالت آن است که کسی آنچه حق او است به دست آورد و کاری را در
پیش گیرد که استعداد و شایستگی آن را دارد " [٢] .
درباره عدالت فردی میگوید :
" عدالت در فرد نیز نظام و انتظام مؤثر و منتج است ، هماهنگی قوای
یک فرد انسانی است ، به این معنی که هر یک از قوا در جای خود قرار
گیرد و هر یک در رفتار و کردار انسان تشریک مساعی کند " [٣] .
پس میبینیم که عدالت را چه عدالت فردی و چه عدالت اجتماعی به توازن
و تناسب تعریف کرده است . توازن و تناسب ، یعنی زیبایی . پس بازگشت
عدالت به زیبائی است .
از طرف دیگر : زیبائی دو نوع است ، محسوس و معقول ، زیبایی محسوس
مانند زیبایی یک گل ، یا زیبائی طاووس ، یا زیبائی یوسف . اما زیبائی
معقول که با عقل و قابل ادراک است نه با حس ، مانند زیبائی راستی ،
زیبائی ادب ، زیبائی تقوا ، زیبائی ایثار
[١] " تاریخ فلسفه " ویل دورانت ، صفحه . ٣٤ [٢] همان کتاب ، ص . ٣٥ [٣] " تاریخ فلسفه " و یل دورانت ص . ٣٥