آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
برای خودش میخواهد تصمیم بگیرد و بس که عین این تصمیم را از دیگری جایز نمیشمار د این تعریف صحیح نیست . به علاوه ، یک معنی و مفهوم دیگری در متن اخلاقی بودن یک کار مندرج است و آن اینکه چگونه باید زیست که با ارزش و مقدس و متعالی باشد ؟ یعنی ارزش داشتن و برتر از " فعل عادی " بودن ، جزء مفهوم " فعل اخلاقی " است . از اینرو برخی از مکتبها که بعدا شرح خواهیم داد ، هر چند مدعی سیستم اخلاقی هستند ، سیستم اخلاقی ندارند . آن مکتبها درباره " چگونه باید زیست " سخن گفتهاند ، ولی ما قبلا گفتیم همه " باید " ها را نمیتوان جزء حکمت عملی که اخلاق یک رکن اساسی آن است به شمار آورد . در حقیقت آنچه مربوط به اخلاق است تنها این نیست که " چگونه باید زیست " بلکه این است که " برای اینکه با ارزش و مقدس و متعالی زیست کرده باشیم چگونه باید زیست " . در اینجا یک ملاحظه دیگر هم هست که لازم است یاد آوری شود و آن اینکه معمولا میگویند اخلاق ، دستور چگونه زیستن را در دو ناحیه به ما میدهد : یکی در ناحیه چگونه رفتار کردن و دیگری در ناحیه چگونه بودن . در حقیقت چگونه زیستن دو شعبه دارد : شعبه چگونه رفتار کردن و شعبه چگونه بودن . چگونه رفتار کردن مربوط میشود به اعمال انسان که البته شامل گفتار هم میشود که چگونه باید باشد . و چگونه بودن مربوط میشود به خویها و ملکات انسان که چگونه و به چه کیفیت باشد . در این بیان چنین فرض شده که به هر حال انسان یک " چیستی " و یک ماهیت دارد ماوراء رفتارها و ماوراء خویها و