آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
خود ناقص به خود کامل است . هر حرکت از قوه به فعلیت است ، و قوه و فعل مراتب حقیقت واحدند . جامعه هدف است ولی به عنوان امری درون ذات نه برون ذات . توضیح مطلب این است که جامعه خود یک حقیقت و واقعیت است نه یک امر اعتباری . ترکیب جامعه از افراد ، ترکیب اعتباری نیست ، ترکیب حقیقی است . یعنی افراد جامعه از نظر جسمانی هر چند اموری جدا و منفصل از یکدیگرند و وحدت واقعی ندارند ، ولی از نظر روحی و فرهنگی در اثر یک سلسله تأثیر و تأثرها یک وحدت واقعی پیدا میشود . به عبارت دیگر افراد جامعه از نظر " شخص " بودن کثرت دارند و وحدتی ندارند ، ولی از نظر شخصیت داشتن به وحدت واقعی رسیدهاند ، از نظر " اندام " کثرت دارند و از نظر " وجدان " وحدت . به عبارت دیگر " وجدان فرد " یک جزء حقیقی از " وجدان الکل " است . در حقیقت ، هر فردی دارای دو " من " و دو وجدان و دو شخصیت است و دو نوع احساس " من " در او وجود دارد . یکی " من " فردی که محصول جنبه زیست شناسی و حیوانی او است و دیگر " من " اجتماعی که محصول جنبه جامعه شناسی و انسانی او است . انسان در احساس یکی از دو " من ة ، خود را به عنوان یک فرد احساس میکند ، و در احساس آن " من " دیگر جامعه را احساس میکند ، و در حقیقت ، این جامعه است که در وجود این فرد خویشتن را احساس میکند و درک مینماید و به خود آگاه است . جامعه که در وجود فرد به خود احساسی و خود آگاهی میرسد ، قهرا هدفها دارد ، و یک سلسله اندیشهها و " باید " و " نباید " ها متناسب با آن هدفها میسازد . آنچه حکمت عملی نامیده میشود که جنبه کلی و اشتراکی و